درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٨٠ - الحديث السابع عشر
است كه عالم تكوين خارجى و ظلمانى و مادى است و يا از مقوله آثار و معقولات مانند جواهر علويه و ارواح قدسيه و يا از مقوله امورى باشد كه بر حسب مبادى عاليه بايد مورد امضاء و تحقق قرار گيرند بالاخره مقام بداء و ظهور امرى پس از خفاء آن از شئون عالم تقدير و عالم مثال و نورانى است و ضدّ بداء مقام قضاء و تنفيذ و حكم و ايجاب است.
و موجودات عالم تقدير و مثال كه مهم و مورد ابرام و حتم است هرگز مورد بداء و تغيير و تبدل قرار نخواهد گرفت و بداء در امور كونى و غير مهم چه بسا قابل تحقق و اجراء خواهد بود.
بالاخره آنچه در عالم تقدير و مثال از امور جزئيه و يا از امور كلى كه در مقام علم ازلى است از اموريست كه بطور حتم بايد بموقع تنفيذ و حكم قرار گيرد مانند موجودات علوى و ذوات قدسيه كه فقط كن ايجادى و آنى آنست و انتظار فيكون در آنها نخواهد بود كه لازم تدريجى بودن است و يا از مقوله كونى و مادى باشد كه تنفيذ آن از مبادى عاليه است همه از مقوله عالم تقدير مثال نورانى هستند كه در باره آنها بداء و تغيير خلف فرض بوده و مفهوم ندارد و لا محاله و بطور حتم مورد حكم و قضاء و امضاء قرار خواهند گرفت با توجه باينكه مقام قضاء كه بعد از مقام تقدير و وجود مثالى نورانى است مراد از آن غير از مقام قضاء و علم ازلى است كه حايز مقام حقيقت قضاء و حتم است و نيز منشأ و منبع مقام مشيت و اراده است كه شرح آن گذشت و نيز با توجه باينكه مقام قضاء و صدور حكم غير از مقام امضاء و تحقق و صورت خارجى است هم چنان كه ايجاد خارجى غير از وجود اثر خارجى است مانند تحريك يد و حركت مفتاح كه دو امر و دو وجود متمايز از يك ديگر خواهند برد گر چه بر حسب زمان قابل انفكاك نباشند ولى بر حسب ذات