درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٥١ - علم حق سبحانه تجربيات ازلى است
از علم بامر خارجى و نيز لازم فاسد آن آنست كه معرض تغيير و تحول قرار گيرد و تغيير در موجودات خارجى سبب تغيير در علم او گردد و نه محكوم موجودات خارجى خواهد بود.
نظر باينكه علم ساحت كبريائى بذات قدس خود بذات خود او است نه باعتبار امر ديگر پس بمعلومات خود كه بسيط نهايت بساطت است علم و شهود ذاتى خواهد داشت هم چنان كه ذات قدس ربوبى مبدء و منبع وجود همه اشياء است علم بذات قدس خود كه بر حسب ذات است لا محاله مبدء علم و سبب وجود همه اشياء خواهد بود پس چنانچه ذات قدس او مبدء و منبع وجود اشياء است علم بذات قدس خود كه بذات خود او است مبدء علم به جميع موجودات و اشياء خواهد بود و در اثر انكشاف حقيقى ذات قدس او بذات خودش لا محاله همه اشياء بدانها بر او بذاته القدسية منكشف خواهد بود گر چه گفته شود كه علم باشياء در مرتبه متأخر از علم بذات قدس باشد.
بعبارت ديگر هم چنان كه اشياء و وجودات آنها منبعث از حريم قدس است و از آن مقام شرف صدور مىيابد چگونه مىشود كه علم ازلى باشياء و كلياتها و جزئياتها نداشته باشند بعلم بسيط وحدانى كه كثرت در آن فرض ندارد.
حق سبحانه مبدء هر فيض و هستى است كه از حريم او منبعث مىشود پس او كل اشياء و مبدء همه آنها و كثرت در او فرض ندارد زيرا از ذات او ظهور نموده است و همه را از ذات خود مىيابد و مىآفريند پس علم او به كل اشياء در مرتبه متأخر از ذات قدس است بطور بساطت نهايت بساطت و كثرت در اثر تنزل فيض است.
و نيز علم بامور خارجى كه مقرون بماده و وضع و عوارض مادى است جز از طريق حس ظاهرى و خيالى نيز نخواهد بود و ساحت قدس ربوبى منزه از نواقص امكانى است.