درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٥٦ - علم حق سبحانه تجربيات ازلى است
است بر اساس در مرتبه متأخر از ذات قدس پيوسته تابيده است.
از نظر اينكه مقام او رفيع است و همه حركات و تحولات نسبت ربط بمقام رفيع او سكونت و ثبات است مانند ريسمان سياه و سفيدى كه بطور جمعى در حيطه شخص باشد كه همه حركات و تحولات نسبت باو يكسان است بالاخره هم چنان كه شعاع فيضان قدرت و وجود همه جزئيات را فرا ميگيرد و احاطه قيوميه دارد بر جزئيات و همه بمنزله نقطه جوالى بوده و ظهور ذوات آنها از نظر علم و اشراق است.
خلاصه نسبت به ساحت ربوبى كه علم او بكليات و جزئيات ذاتى و ازلى است تغيير علم مفهوم ندارد زيرا حق سبحانه از ازل بحادثه مخصوص علم شهودى و اشراق و قدرتى داشته و دارد چه قبل از تحقق حادثه و چه هنگام حادثه يكسان بر جزئيات و مشخصات آن احاطه شهودى دارد و فقط تغيير در باره علم بشر كه زمانى و معرض تغيير است صادق خواهد بود موجود زمانى و مادى نيز نسبت به مبادى هرگز خفاء و عينيت نخواهد داشت.
نتيجه آنست كه علم حق سبحانه به همه جزئيات نامتناهى بخصوصياتها الجزئية از ازل علم داشته و خواهد داشت از نظر اشراق بآنها در مرتبه متأخر نه بطور كلى عقلى وحدانى بلكه علم بطور جزئى زيرا علم ازلى قابل تغيير نيست بلى نسبت به علم بشر تغييرپذير است كه قوام آن وجدان و فقدان است يعنى حادثه براى بشر تغييرپذير است ولى براى مقام رفيع حق سبحانه كه ازلى است ثابت و تغييرپذير نخواهد بود هم چنان كه احاطه شهودى و احاطه قدرتى و احاطه وجودى يعنى شعاع وجودى همه جزئيات وجودات را فرا گرفته و اشراق وجودى و شعاع علمى و قدرتى نيز همه جزئيات را بماهى جزئيات است فرا خواهد گرفت قبل از خلقت باشراقه العلمى الازلى و بعد باشراقه الايجادى.
بعبارت ديگر علم مقام ربوبى بحوادث و جزئيات بخصوصيتها منافات ندارد