درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٤٧ - ترجمه سؤالات ابليس
حقيقى بحق سبحانه بوده و سبب رفعت درجه ايمان و قرب برحمت حق سبحانه است هم چنان كه در باره فرشتگان مقرب و سايرين سبب رفعت مقام ايمان و خلوص آنان نسبت ساحت ربوبى شده است و ابليس از نظر عناد از قبول سجده تخلف نمود و محكوم شقاوت و مذلت ابدى گشت در حقيقت در مقام انكار ايمان و اظهار عبوديت به پيشگاه كبريائى برآمد هم چنان كه مفاد اعتراض او كه امر بسجده نسبت بابليس ترجيح مرجوح بر راجح و مفضول بر فاضل است و اين اظهار كفر و تكذيب مقام قدس كبريائى است.
اعتراض چهارم آنست كه پس از خلقت حق سبحانه ابليس را و التزام او بعبوديت خود و نيز امر او بسجده بآدم ابو البشر و چون ابليس از نظر شرافت ذاتى خود و اينكه او از آتش آفريده شده و آدم از آب و گل در مقام تمرد برآمد بچه جهت حق سبحانه او را از رحمت خود و از عبوديت خود طرد فرمود و حكمت طرد ابليس چه بود با اينكه اظهار نمود كه فقط براى حق سبحانه خالق عالميان سجده واجب و بايد سجده كرد و لازم است و براى غير حق سبحانه هرگز سجده جائز نيست.
پاسخ آنست كه امر حق سبحانه بعموم فرشتگان از جمله ابليس بسجده بآدم از نظر شرافت ذاتى و ارادى آدم ابو البشر بود هم چنان كه عالم بود باسماء و صفات حق سبحانه و فضيلت و شرافت داشت بر همه فرشتگان و بر ابليس كه از آتش آفريده شده است زيرا حق سبحانه آدم ابو البشر و ساير پيامبران و خلفاء خود را از روح مقدس كه رشحه و پرتوى از حريم قدس ربوبى است آفريده و ابليس نيز ميدانست كه بآدم روح الهى نورانى افاضه نمود و در مقام تعليم اسماء و صفات حق سبحانه بفرشتگان برآمد و همه را ابليس ميدانست و در مقام انكار و مكابره برآمد از اين جهت شايسته طرد از رحمت گشت.
اعتراض او باينكه فقط سجده شايسته مقام ربوبى است و مخلوق از جمله آدم ابو البشر و پيامبران هرگز شايسته عبوديت و سجده نيستند.