درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩٣ - نفخه روح
و همه و خصلت بىنهايت كه در او نهفته است به لحاظ اضافه تشريفى است كه دارد.
بعبارت ديگر جنين كه صورت ميگيرد در اثر استعداد صورت و نيروى معنوى كه بتواند آن را تدبير نمايد بر حسب اقتضاء حال از حق تعالى مسألت خواهد نمود و فياض على الاطلاق نيز كلمه عقليه و لطيفه ملكوتيه كه قوه محض است ولى در آن قوه لطيفه الهى نهاده شده است طبق مسألت او بآن موهبت خواهد فرمود بطور افاضه و تابش و دميدن كه بطور تعلق به جنين است.
خلاصه از نظر اينكه نفس نيروى غيبى ادراكى و شعورى بالقوه است ولى فاقد هر گونه ادراك است فقط در كمون واجد حقايق و اسرارى بالقوه است يعنى قوه محض و نيروى ادراك و موجود تعلقى است كه در اثر تعلق ببدن ميتواند بمرحله فعليت و احساس برآيد و بدين تناسب تعبير به نفخه و دميدن فرموده از نظر اينكه ربط محض است و مادام كه جنين آماده نباشد شرط نزول و تعلق تدبيرى آن نفس نسبت به جنين نخواهد بود و نفس در اثر تعلق و تدبير بدن عنصرى بتدريج از نيروى احساس بهرهمند خواهد شد و رفته رفته نهفته خود را آشكار در بسيارى از امور آگهى خواهد يافت آنگاه از مقوله موجود مجرد بالفعل خواهد بشمار آيد.
بالاخره بر اثر نفس مجرد كه فاقد حس و ادراك است وجودى بالقوه خواهد بود و نيز وجودى براى شرط آن بدن عنصرى كه رابطه و تعلق و تدبير است نيز مرتبهاى از وجود خواهد داشت و بدن و جوارح علت و سبب قبول تعلق نفس خواهد بود ولى سبب وجود ذاتى كمونى و بالقوه آن نخواهد بود جز بالعرض از نظر اينكه بدن و جنين كه آماده شود و داراى كيفيت مخصوص گردد و صلاحيت و شايستگى تعلق نيروى غيبى را خواهد يافت و فياض على الاطلاق نيز نفس جزئى كه قوه ادراك و شعور را دارد نه بالفعل ببدن القاء مىنمايد بطور تعلق و تابش يعنى در اثر تعلق و تدبير و استقرار بر احاطه به چنين مقامى از وجود حائز خواهد شد ولى از مقوله موجود مجرد بالفعل نخواهد بود.