درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٥٥ - علم حق سبحانه تجربيات ازلى است
بصورت عالم برزخ و قيامت درآيد.
و قول باينكه حق سبحانه فقط از طريق علم كلى عقلى و شهود الهى و اشراق وحدانى احاطه بجزئيات و حوادث دارد و گر نه لازم مىآيد كه در علم ربوبى تغيير حادث شود و باطل خواهد بود. و هرگز علم ربوبى ارتسامى و يا حصولى و انفعالى و حلولى و مانند آن نخواهد بود.
بعبارت ديگر علم ربوبى بحوادث و جزئيات آنها از نظر اينكه ازلى است و اشراقى است در مرتبه متأخر مانعى ندارد بلى علم بشر قابل تغيير و تحول است و نيز سبب كثرت علم ربوبى نخواهد بود زيرا كثرت بلحاظ قابل و انبساط نور است بكثرات نامتناهى.
و مشروحتر آنست كه قول باينكه واجب الوجود يدرك الامور الجزئية و المتغيرة مع جزئيتها و تغيرها لكن على وجه عقلى كلى غير متغير و الا يلزم التغير في ذاته تعالى عن ذلك علوا كبيرا.
از نظر اينكه علم و احاطه ساحت كبريائى ازلى و ابدى است و از شئون ذات قدس است گر چه بجزئيات بىنهايت باشد از نظر اينكه جزئيات نامتناهى بوجوداتها الوحدانى البسيط در علم ازلى ثابت بوده و خواهد بود بلكه علم بجزئيات نسبت به بشر كه در سطح حركت و تحول است مقرون بفقدان و وجدان و علم و زوال علم خواهد بود ولى نسبت بساحت قدس كبريائى از مقام رفيع اشراق و احاطه علمى و شهودى دارد و همه زمان و زمانيات و موجودات زمانى حاضر بمنزله نقطه متحركى است و اشراق و ظهورى نازل از علم ازلى است كه در مرتبه متأخر بوده و همه موجودات و جزئيات بقياس يك ديگر متدرجند ولى بمقام عالى همه در يك درجهاند.
بر اين اساس علم بخصوصيات و جزئيات بوحدتها البسيطة است زيرا نه كثرت و نه تبدل و نه تحول در علم ربوبى صدق نمىنمايد زيرا اشراق واحد