درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٠٠ - الحديث السابع عشر
اشاره شد كه همه مراتب خلقت مسطورهاى از علم و صفات ربوبى برحسب همان مقام شامخ است
قوله و اذا وقع القضاء بالامضاء فلا بداء
بديهى است پس از صدور قدر و تماميت موجود كه بهرهاى از وجود بيابد و متناسب با نظام جهان شود مورد حكم صدور و ايجاد قرار ميگيرد و گفته شده كه ايجاد غير از وجود است هم چنان كه امضاء غير مضى و گذر است كه هر يك جدا از ديگرى است گر چه بر حسب زمان واحد باشند مانند تحريك مفتاح و حركت يد
قوله فالعلم في المعلوم قبل كونه:
بيان آنست كه علم عبارت از صورت شىء مجرد از ماده است و نسبت علم به معلوم نسبت وجود بماهيّت است و هر علمى در معلوم است يعنى علم و صورت علمى عين معلوم و هر دو متحدند و بر حسب اعتبار مغاير هستند بر اين اساس همه معلومات و موجودات واقعه در اكوان مادى و جهان طبع نحو وجودى متناسب با عالم قضاء ربوبى خواهند داشت و قبل از عالم تقدير و تفصيل است و نيز قبل از عالم مادى و محسوس بحواس ظاهرى است
قوله و المشية في المنشاء قبل عينه:
هم چنان كه معلوم بالذات متحد با علم و صورت علمى است بهمين قياس مشيت و اراده صفت نفسانى و هر يك متحد با شىء خواسته شده و نيز با مراد كه هر دو مجردند متحد خواهند بود و در حريم كبريائى هر دو صفت ذاتى و ازلى است و لازم آن آنست كه موجودات در عوالم مادى و محسوس نيز بوجوداتها النورى البسيط در عالم قضاء الهى بوده و خواهند بود و آنچه در عوالم تقدير و قضاء خارج باشد همه مظاهرى نازل از علم و اراده حق سبحانه خواهند بود و جمله