درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٩٨ - الحديث السابع عشر
و از جمله روايت شريفه
(فلله تبارك و تعالى البداء فيما علم متى شاء)
بيان حصر است كه مورد بداء در علم ازلى و يا مشيئت قاهره ازلى و يا در مورد اراده ازلى و امور ابداعى محال و خلف فرض است و هم چنين بر حسب روايت
(فاذا وقع القضاء بالامضاء فلا بداء)
استفاده مىشود كه در هيچ يك از مبادى امور و نظام عوالم بداء تحققپذير نخواهد بود جز در مورد تقدير بطور جزئى مانند ذبح اسماعيل عليه السّلام و نظاير آن و پس از صدور قضاء و تحقق خارجى بداء و تخلف مفهوم ندارد
قوله و فيما اراد لتقدير الاشياء:
و مورد ديگر براى صحت بداء آنست كه بر حسب اراده كلى امور جريان مىيابد ولى در مورد جزئى و حادثه مخصوصى اراده بخصوص آشكار مىشود كه بطور بداء بوده و تقدير خاصى براى آن مورد بخصوص اجراء خواهد شد اين گونه تغييرات در امور حوادث جهان كه فاقد اهميت هستند ممكن است در اثر دعاء و توجهات خاصه و رياضات و يا بوسايل عادى مورد تقدير خاص قرار بگيرد بنام بداء و اين از نظر آنست كه جريان امور غير مهم در جهان وابسته باجراء فرشتگان است چه بسا بر آنان نيز حقيقت امر پنهان باشد و مقتضى براى بداء و ظهور امر نباشد ولى بر حسب امر غير مترقب مانند دعاء و يا رياضات خاصه آشكار گردد كه در مورد بخصوص تقدير ديگرى بايد اجراء گردد كه بر مأمورين و فرشتگان آشكار نبوده است با توجه باين نكته اين قسم بداء نيز در علم ربوبى از ازل ثابت و مستقر بوده ولى از نظر عدم اهتمام بآن در نظر گرفته نشده و بر فرشتگان مأمور اجراء نيز مخفى بوده است زيرا فرشتگان وسايط رحمت بوده و وظيفه آنان فقط طاعت و عبوديت است در حدود آنچه مقام آنان از ملكوت اشياء اقتضاء نمايد بر اين اساس است كه بسيارى از امور خيريه مانند صدقه و دعاء و توسلات