درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٠٦ - الحديث السابع عشر
و تقدير ديگر در باره بشر تقدير و قدر و حد خاصى است كه اختصاص به سلسله بشر دارد از نظر اينكه نيروى اختيار كه بوديعت در كمون او نهاده شده سبب مىشود كه هر فعل و حركت اختيارى و سير ارادى او بر اساس تقدير وجودى اختيارى براى شخص فاعل مختار خواهد بود و بر آن اساس پايه وجودى خود را بنا گذارد.
زيرا هر فعل اختيارى و حركت ارادى در اثر بكار بردن نيروى اختيار و تقدير وجودى و جوهرى شخص فاعل مختار خواهد بود و اثر نيروى اختيار بفاعل آنست كه زمام تقدير وجودى و حركت جوهرى ذاتى بخود فاعل مختار واگذار شده است و نيروى اختيار در بشر مقام تقدير و خودسازى را دارد و مقدرات و رويدادهاى خود را تا حدى بعهده گرفته است.
با توجه باينكه نيروى اختيار هر فردى از بشر وابسته و ربط محض بمقام تقدير الهى غيبى است و در طول آن نيروى غيبى خواهد بود بدون اينكه در تقدير و خود سازى لحظهاى استقلال وجودى داشته باشد بعبارت ديگر هر فردى از بشر در حيطه و محكوم دو سنخ تقدير است يكى تقدير اختيارى در اثر حركات ارادى است كه حد وجودى و جوهر ذاتى خود را تعيين مىنمايد.
و ديگر تقدير الهى غيبى است در طول آن و فوق تقدير اختيارى و افعال ارادى است بدين جهت تقدير اختيارى لا محاله ظهورى از تقدير غيبى خواهد بود و آيه كريمه وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ نيز ناظر باين حقيقت است كه هر چه را كه بشر براى خود تقدير وجودى و خواسته خود قرار دهد جز اينكه حق تعالى آن را تقدير فرموده و براى او خواسته باشد و بالاخره مشيت و خواسته بشر ظهورى از مشيت قاهره حق سبحانه و تعالى خواهد بود و يا گوئى مشيت