درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٩ - الحديث الثالث عشر
باو موهبت فرموده و براى حركت و سير و سلوك و كسب كمال در زندگى قدرت داشته بدون اينكه قدرت و نيروى اختيار او بطور اطلاق باشد بلكه بطور عاريتى است چنانچه بخواهد ميتواند افعال و حركاتى را بجا آورد در صورتى كه تحت قيومت ساحت ربوبى بوده از نظر اينكه قواى او بطور ربط محض و ظهورى نازل از نيروى غيبى است.
چگونگى صدور افعال اختيارى بشر از جمله مسائل اسلامى است كه مطرح نظر علماء اماميه و معتزله و اشاعره است و مناقشاتى در آن باره شده است.
از جمله مذهب ابى الحسن اشعرى و پيروان او است مرام آنان آنست كه افعال بشر اختيارى مستند بقدرت ساحت كبريائى است و بشر هيچ گونه تأثير نداشته و باو استناد ندارد بلكه حق سبحانه قدرت و اختيار را در بشر بوديعت نهاده و باين دو نيرو فعل بشر را مقارن با آن دو نيرو ايجاد مىنمايد.
در نتيجه فعل بشر مخلوق ابداعى و احداثى حق سبحانه و صدور فعل بشر مقارن با قدرت و اراده بشر است بدون اينكه تأثير داشته و يا دخالت داشته باشد جز اينكه محل صدور فعل همانا بشر است و نسبت فعل به بشر فاعل به لحاظ قيام فعل باوست نه به لحاظ ايجاد آن هم چنان كه صدور فعل از فاعل مانند سواد و سفيدى است كه خارج از قدرت است.
قول ديگر آنست كه فعل صادر به قدرت و نيروى درونى و ظاهرى بشر است بدون اينكه قدرت حق سبحانه و اراده كبريائى دخالت داشته باشد يا تصديق باينكه هر گونه قدرت و نيرو كه در بشر بوديعت نهاده موهبت حق سبحانه مىباشد.
و قول ديگر آنست كه فعل صادر از بشر باستناد هر دو قدرت است باينكه قدرت حقيقى از حق سبحانه از طريق قدرت ظاهرى بشر مؤثر در صدور فعل خواهد بود و با اينكه هر دو قدرت و نيرو كمال تأثير را در صدور فعل دارند بدون اينكه قدرت حق سبحانه اصيل باشد و قدرت بشر وسيله و آلت باشد.