درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٠ - الحديث الثالث عشر
قول دوم عبارت از استقلال بشر در صدور فعل اختيارى او و مذهب معتزله است مبنى بر اينكه بشر افعال اختيارى خود را صادر مىنمايد باستناد قدرت درونى و ظاهرى خود.
بعضى از معتزله معتقدند باينكه فعل پس از صدور اراده فعل واجب مىشود و بعض ديگر بصدور اراده اولويت مىيابد.
و بعض مشايخ معتزله معتقدند باينكه بشر قدرت درونى و ظاهرى بر فعل دارد و بحدوث اراده بحد نصاب ميرسد و تأثير در صدور فعل خواهد نمود در نتيجه بشر مختار است در ايجاد فعل به قدرت درونى و ظاهرى خود ميتواند اقدام بصدور فعل بنمايد و يا ترك بنمايد بالاخره فعل به قياس قدرت بشر ممكن است و بقياس با قدرت و اراده او صدور فعل بحد وجوب ميرسد.
خلاصه اختلاف در آنست كه افعال بشر فقط بر اساس قدرت حق سبحانه است و معتزله معتقدند كه بر اساس قدرت بشر است فقط بطور استقلال و اختيار نه بطور ايجاب كه خارج از قدرت و اراده بشر باشد.
و قول ديگر فعل صادر از بشر بر اساس هر دو قدرت حق سبحانه و نيز بر قدرت و بكار بردن جوارح فاعل است باينكه هر دو قسم نيرو بطور انضمام اساس فعل است و لازم آن اجتماع دو مؤثر در اثر و فعل واحد خواهد بود.
و قول ديگر آنست كه صدور فعل بر اساس قدرت حق سبحانه است و قدرت بشر بر اساس طاعت و معصيت است هم چنان كه ضرب يتيم از نظر تأديب و يا ايذاء باينكه ضرب مستند بقدرت حق سبحانه و تأثير آنست و قصد طاعت و معصيت بر اساس قدرت و اراده بشر است.
و ضابط و اساس فعل صادر و مؤثر در صدور فعل فقط قدرت حق سبحانه است هم چنان كه عقيدة و مذهب اشاعره است و يا بر اساس قدرت درونى و ظاهرى بشر است فقط كه مذهب معتزله است.