درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩٤ - نفخه روح
بر اين اساس برهان كه ذكر شد كه موجود مجرد بالفعل فقط يك فرد از اين نوع بوجود خواهد پيوست و كثرت در آن محال است زيرا گفته شده كه كثرت در اثر صورت و يا ماده و يا فاعل و يا غايت است و نفس بشرى قبل از تعلق و تدبير به بدن و به جنين فاقد صورت ادراكى بوده بلكه بالقوه نيروى ادراكى داشته كه در اثر تعلق به جنين بتدريج پى بامور جزئى برده بر آنها آگهى بيايد آنگاه از مقوله موجود مجرد بالفعل بشمار آيد.
نتيجه آنست كه نفوس بشرى كه در علم ازلى ربوبى ثابت بوده در اثر وجود تعلقى آنها پيوسته در انتظار تحقق شرايط تعلق است كه چنان كه جنين آماده شود بر حسب زمان حال جنين درخواست وجود و تكامل نمود و فياض على الاطلاق نيز روح تعلقى را بدان ميدمد و پس از تعلق به جنين اولين مرتبه تحقق و استقلال وجودى را خواهد كسب نمود يعنى اختلاف انحاء وجودات به نفس همان وجودات خواهد بود زيرا كه وجود به لحاظ اينكه بر حسب ذات متفاوت است نيست بلكه بشخص هر يك از افراد تأثيرى از نظر تعلق زايد بر نفس خواهد بود زيرا كه وجود نفس تعلقى آن همان تشخص وجودى است و قابل بقاء خواهد بود و تعدد و كثرت افراد ماهيت وابسته به تخصصات خارجى است و آنها اسباب حدوث اين افراد و علل آنها خواهند بود مانند اختصاص بزمان مخصوص دون ساير اوقات و اين گونه مخصصات اسباب افراد نيستند بلكه علل مخصص و اختصاص هر يك بخصوصيات زمانى و مكانى خواهد بود.
از اين روى زوال آن مخصصات ربطى بمعناى نفوس بشرى نخواهند داشت و از نظر اينكه نفوس بشرى كه واجد وجود تعلقى و ادراكى شود ديگر زوال پذير نخواهد بود و وجود ادراكى آن ذاتى و غير قابل زوال خواهد بود و نظر باينكه نفوس بشرى كه واجد مقام تعلق و ارتباط تدبيرى ببدن را حائز گشت مقامى از شخصيت خواهد يافت و براى ادراك و شعور خود كه غير مادى است