درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٦ - الحديث الرابع من صفات الذات و هو الباب الثانى عشر من كتاب التوحيد
هم چنانچه ساير مقامات علمى و شهودى كبريائى ثابت و مستقر و غير قابل تحول و تبدل است هم چنين موجود طبيعى با اينكه بر اساس تحول و بطور تجدد امثال است ولى بر حسب مقامات علمى و شهودى.
و نيز بر حسب صفت قيوميت حق سبحانه همه آنها بطور ثابت و مستقر و معلوم و مشخص هستند و ايهام و ابهام نسبت بمقام كبريائى مفهوم ندارد اين مقام وجود طبيعى كه بر اساس تحول و تجدد امثال و احوال است كه دو لحظه ثبات و قرار براى موجودات طبيعى نخواهد بود مع ذلك در علم شهودى كبريائى ثابت و مستقر و معلوم و مشخص خواهند بود و از ازل تا ابد همه موجودات تدريجى در علم حق سبحانه ثابت و مستقر و مشخص و غير قابل تحول و زوال هستند زوال و تحول موجودى بطور كلى در علم ربوبى مفهوم ندارد هم چنانچه تحول سايه و ظل بقياس شاخص مفهوم ندارد بالاخره در مقام قيوميت قاهره تبدل و تحول و زوال و فناء در موجودات امكانى مفهوم ندارد.
و همه موجودات طبيعى و ساير مقامات علمى و شهودى و عوالم امكانى همه و همه در حيطه علم شهودى عنائى ازلى حق سبحانه ثابت و باقى بوده و تا ابد خواهند بود و مفاد جمله و (عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ) نيز تصريح بآنست كه همه موجودات و اشياء امكانى كه در خزائن الهى و ام الكتاب است در حيطه شهود علمى و قيومى حق سبحانه و جزء علم عنانى خواهد بود.
هم چنان كه اشياء و موجودات جهان از نظر مقام علمى و شهودى حق سبحانه داراى مقامات چندى است هم چنين انسان داراى مقاماتى از وجود خواهد بود.
از جمله موجودات جهان طبع وجود انسانى است كه در عوالم چندى موجود است بعض از آنها اشرف و اعلى خواهد بود از ساير موجودات آن بعضى انسان طبيعى است و بعض ديگر انسان نفسانى است و بعضى از آن انسان عقلى