درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣١٨ - الحديث الثالث
نتيجه مشيت حق سبحانه تابع و بر حسب خواسته و مشيت مأمور خواهد بود كه در صورت اطاعت حق سبحانه آن عمل را بر حسب مشيت مأمور بخواهد تا اينكه در نظام وجود آن عمل تحقيق بپذيرد و در صورتى كه مأمور در مقام تخلف برآيد در آن صورت نيز حق سبحانه از نظر اينكه مأمور مورد امتحان و آزمايش قرار گيرد ناگزير بر حسب تكوين و تصميم مأمور به تخلف حق سبحانه نيز آن عمل را در نظام خارج نخواهد خواست.
و در موارد امر و نهى تشريعى از نظر اينكه بايد نيروى اختيار مأمور بكار رود لا محاله مشيت تكوينى حق سبحانه تابع و بر حسب مشيت مأمور خواهد بود و هرگز در اداء وظايف عبوديت بشر را اجبار نخواهد فرمود زيرا نقض غرض ازلى تكليف و آزمايش و اختيار مأمور است.
نتيجه آنست كه در موارد امر و نهى تشريعى حق سبحانه امر و نهى فرموده ولى در مقام اداء وظيفه مشيت حق سبحانه تابع و بر حسب مشيت مأمور خواهد بود از نظر اينكه بايد در مقام امتحان و آزمايش برآيد و نيروى اختيار خود را بكار نبرد در اين صورت كه در مقام اطاعت برآيد لا محاله حق سبحانه از نظر نظام امتحان آن عمل را در نظام خواسته و در صورت تمرد نيز تحقق آن عمل را نخواهد خواست.
و مفاد جمله
(امر ابليس ان يسجد لآدم و شاء ان لا يسجد و لو شاء يسجد)
حق سبحانه بمنظور امتحان و آزمايش به فرشتگان امر فرمود و در عداد آنان نيز ابليس بود و مأمور بسجده شد.
همه فرشتگان پذيرفته و اقدام بسجده نمودند ولى ابليس در مقام تمرد برآمد از نظر قوه واهمه و نيرنگ كه جبلى او بود و باستناد اينكه خلقت او از آتش و برتر است و بر خاك مزيت و برترى دارد و اين استناد از نظر قوه واهمه و بصورت مغالطه بود زيرا او ميدانست كه رسولان و پيامبران و مخلصين