درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣١٩ - الحديث الثالث
اشرف هستند و بآنان هرگز راه نخواهد يافت كه آنان را اغواء نمايد و ميدانست كه بشر و رسولان از روح الهى آفريده شدهاند بر حسب قول حق سبحانه و فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ با اين صراحت از نظر نيروى واهمه و نيرنگ و مغالطه گفت كه بشر را از خاك آفريدهاى بر اين اساس امر بسجده بآدم امر و ترجيح مرجوح بر راجح است.
بدين جهت در مقام تمرد برآمد و چون غرض از تكليف به سجده بمنظور امتحان اينكه در مقام اظهار عبوديت برمىآيد يا نه كه بسوء اختيار خود ترك سجده را برگزيد حق سبحانه نيز از نظر اينكه ابليس باختيار مورد امتحان قرار بگيرد بر حسب خواست و زبان درونى خود خواستار تخلف از سجده شد.
حق سبحانه نيز در مقام اختيار هر چه را از ترك و يا فعل كه نخواهد انجام دهد چون خود او تمرد و مخالفت را برگزيد حق سبحانه نيز همان را پذيرفت كه در مقام تخلف برآيد و بتواند از سجده تمرد نمايد.
و مفاد روايت
(و شاء ان لا يسجد)
يعنى چون ابليس در مقام تخلف برآمد و استدلال باطل نمود حق سبحانه نيز خواسته او را تنفيذ فرمود و در مقام تمرد برآمد و هرگز حق سبحانه بنده و مأمورى را بر فعل و امتثال و يا تخلف تحميل نخواهد فرمود زيرا مخالف با اختيار عبد است در حقيقت مشيت حق سبحانه تابع و بر حسب خواسته مأمور خواهد بود چه در مورد امتثال و چه در مورد عصيان و مشيت قاهره و اراده حتم حق سبحانه نيز بر اساس مسألت و اقتضاء است و در مورد امر و نهى و تكليف نيز بر حسب خواسته مأمور خواهد بود چنانچه در مقام اطاعت برآيد در حقيقت درخواست مىنمايد كه حق سبحانه او را توفيق دهد و اطاعت نمايد حق سبحانه نيز خواسته او را مىپذيرد و او را توفيق ميدهد در مقام اطاعت خواهد برآمد در مقام عصيان نيز خواستار آن است كه بتواند در مقام تخلف برآيد حق سبحانه نيز خواسته او را خواهد پذيرفت هرگز تحميل نخواهد فرمود و در