درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٥٣ - علم حق سبحانه تجربيات ازلى است
از ذات قدس منبعث شده و جزئيات نامتناهى و حوادث جهان را فرا گرفته و علم به آنها ابدى و منبعث از ذات قدس بوده است و قبل از وجود جزئيات و بعد از وجود آنها علم و احاطه اشراقى در مرتبه متأخر و شهودى به همه آنها ثابت بوده و براى ابديت خواهد بود.
بعبارت ديگر حق سبحانه علم و احاطه شهودى و وجودى دارد بر همه موجودات بكلياتها و جزئياتها و مشخصاتها به علم واحد بسيط ازلى و تغيير در جزئيات حوادث از ازل مورد احاطه علمى بوده و خواهد بود و به علم واحد به جميع كليات ثابته و جزئيات متغيره به علم قديم احاطه داشته و خواهد داشت بر اين اساس علم ذاتى و ازلى او باشياء بكلياتها و جزئياتها كه بىنهايت است ثابت بوده و خواهد بود و قبل از تكوين و وجود حوادث بىنهايت يكسان مورد احاطه علمى و شهودى ساحت قدس ربوبى بوده و خواهد بود. از نظر اينكه اشراقى در مرتبه نازل و متأخر آنها را فرا گرفته است.
اين از نظر آنست كه همه موجودات امكانى از ذات قدس ربوبى منبعث مىشوند و اشراقى بوده و همه پرتوى و اشعهاى از حريم كبريائى هستند مانند فيضان و تابش نور از عالم ازل و قديم به عالم حادث و متغيره كه نور همه حوادث و اشياء را فراگرفته است همچنان كه قدرت حق سبحانه و شهود همه را يكسان فرا گرفته است و عبارت از قيوميت حق سبحانه است.
گفته شده كه علم حق سبحانه بجزئيات متغيره بر وجه عقلى كلى غير متغيره است و گر نه تغيير و تبدل در ذات كبريائى و در علم او لازم خواهد آمد.
پاسخ آنست كه علم حق سبحانه بجزئيات متغيره از نظر اينكه علم ذاتى و ازلى است لازم نيست كه بطور عقلى، كلى ثابت باشد، بلكه بطور جزئيات متبّدله حول علم ازلى است، هرگز ضرر ندارد، بلكه از نظر آنست كه لازم مىآيد كه علم حق سبحانه كثير و متعدد و بىنهايت باشد و اين محذور ديگرى