درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٦٩ - الحديث الرابع
طرفى و قدرت فرشته است كه كلام و حقيقت معنائى را كه به قلب رسول القاء مىنمايد از نظر كمال قدرت و احاطه بر قلب و شئون قلبى رسول كلام فرشته بر قلب رسول تأثير و رسوخ خواهد نمود بطور شهود و در اثر آن به نيروى تخيل رسول نيز احاطه نموده بطورى كه كلام بصورت صوت و نوسان سراسر رسول را فرا خواهد گرفت و از هر سو كلام فرشته را با قلب خود خواهد شنيد.
بالاخرة عالم تمثل آنست كه در اين نظام طبع فرشته تجسم نيافته و هم چنين صوت و خرق هوائى صورت نگرفته مع ذلك رسول با قلب و روح و روان خود فرشته را بهيئت بشر مشاهده مينمايند در حالى كه فرشته تجسم ظاهرى نيافته زيرا از نظر انقلاب محال است بلكه بطور تمثل و احاطه بر قلب و روح رسول است كه با اينكه صوت و نوسانى صورت نگرفته مع ذلك رسول با نيروى شنوائى قلب خود القاء بهيئت صداى فرشته و هاتف را خواهد شنيد.
مشاهده و معاينه فرشته نيز از نظر قدرت و صفاء روحى رسول است كه زياده بر شنيدن كلام فرشته با قلب خود هم چنين فرشته را با نيروى شهود خود بهيئت فردى از انسان مشاهده خواهد نمود در حالى كه در خارج موجود خارجى و متحيز نبوده بلكه بطور تمثل فرشته را با قلب خود مشاهده نموده است بدون جريان طبيعى.
و چه بسا رسول با قلب خود فرشته را مشاهده نمايد و آنچنان از احاطه و قدرت فرشته كه رسول چنين پندارد كه فردى از بشر است هم چنان كه ابراهيم عليه السّلام فرشتگانى نزد او آمده و ابراهيم از آنان پذيرائى نموده غذائى براى آنان حاضر نمود با امتناع اظهار نمودند كه فرشته و مأمور حق تعالى هستند براى اجراى دستورى آنگاه ابراهيم عليه السّلام متوجه شد كه حاضرين بشر نيستند بلكه فرشتهاند و صحنه نورى مثالى است نه صحنه طبيعى مادى.