درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٤ - الحديث الثالث عشر
و كمال قدرت نيروى ظاهرى و باطنى فاعل خواهد بود و محال است كه وجود شخص فاعل ربط باشد ولى قدرت اراده و حركات جوارحى فاعل وجود ذاتى و قيام بذات باشد بلكه وجود اثر و ربط محض است مانند فاعل.
و اين شبهه سبب شده است كه معتزلى پندارد كه فاعل مختار در اثر اعطاء نيروى اختيار بتواند فعل اختيارى خود را با كمال نيروى مستقل صادر نمايد باينكه وجود به فعل و اثر و حركات جوارحى و درونى خود افاضه نمايد معتزلى چنين پنداشته است كه مفاد جمله (ان شاء فعل و ان لم يشأ لم يفعل) آنست كه نيروى اختيار كه به بشر موهبت شده لازم آن قدرت مطلقه بر فعل و اثر ظاهرى و درونى فاعل خواهد بود و معناى اختيار آنست كه هر فعل و اثر و حركتى را برگزيند و بجا آورد آن را بطور وجود استقلالى بجا آورده و بآن نيروى حيات و وجود به فعل و اثر خود داده است.
و غافل از اينكه نيروى اراده و تصور و تصديق و نيروى اختيار و تروى و تفكر در صلاح فعل و اثر خود شاهد بر ضعف وجودى فاعل مختار است كه با اين وسايل و علل درونى كه از شئون روح و روان است بتواند حركت و سير وجودى خود را برگزيند و بغرض و نتيجه حركت و فعل و اثر آن نائل شود و بكمال منظور كه فاقد آن بوده برسد.
خلاصه فعل اختيارى بشر سير و حركت وجودى و جوهرى است نميتوان اين گونه فعل و اثر را بطور استقلال وجودى ايجاد نمود و خلف فرض است زيرا وجود و حقيقت روح كه حقيقت انسانى است وجود او ربط و وابسته به نيروى غيبى باشد ولى سير و حركت جوهرى و حقيقى او بطور استقلال و قائم بذات و روح فاعل مختار باشد امكانناپذير و خلف فرض است.
بالاخره محال است كه روح و روان كه حقيقت انسانى است وجود آن ربط و وابسته به نيروى غيبى باشد يعنى وجود آن ربط محض بساحت ربوبى