درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٣ - الحديث الثالث عشر
چگونه ميتواند در لوازم وجودى و حياتى و حركات و فعل و اثر خود مستقل و قائم بخود باشد كه وجود و هستى را به نيروى ظاهرى و درونى خود افاضه نمايد كه خود فاقد آن نور و نيروى حياتى و وجودى است.
خلاصه هم چنان كه وجود فاعل مختار وجود ارتباط و ربط محض بساحت كبريائى است لا محاله اثر و فعل اختيارى او نيز وجود اثر و فعل ربط محض خواهد بود و نميتوان وجود فاعل ربط باشد ولى نسبت به وجود فعل و اثر فاعل مستقل و قائم بفاعل باشد و ربط بساحت ربوبى نداشته باشد.
بالاخره وجود فاعل ربط ولى وجود اثر و فعل غير مرتبط به نيروى غيبى بلكه صادر از فاعل مختار بطور مستقل باشد محال است زيرا فاعل خود فاقد وجود بنفسه و غير مستقل است چگونه ميتواند به فعل و اثر خود نيروى وجود افاضه و اشراق نمايد بلكه فعل فاعل نيز از فيوضات وجود و تجدد بهرمند خواهد بود يعنى فعل و اثر فاعل نيز عبارت از فيض وجود است كه به تبع به فعل و حركات فاعل افاضه خواهد شد و هم چنان كه وجود فاعل و صحت و سلامت او ربط محض و از فيوضات كبريائى است.
بهمين قياس فعل و اثر صادر از فاعل از طريق اعضاء و جوارح ظاهرى و درونى او نيز عبارت از وجود عاريتى و ربط و از اشعه نيرو و نور وجودى فاعل مختار خواهد بود.
بالاخره در اثر اينكه نيروى وجود انبساطى كه به فاعل مختار مىتابد و او را بهرمند مىنمايد و به تبع عضو ظاهرى و درونى فاعل نيز از آن وجود بهرمند شده و در اثر حركت ظاهرى و درونى و اراده و مانند آن فعل و اثر فاعل صادر خواهد شد.
زيرا وجود و صحت فاعل مختار كمال و قدرت نيروهاى ظاهرى و درونى فاعل را فرا خواهد گرفت يعنى صحّت و صدور فعل و اثر از فاعل وابسته بصحت