درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٣٣ - بيان نيروى واهمه و انتقاد بر حق
بيان نيروى واهمه و انتقاد بر حق
نيروئى واهمه كه اساس نيرنگ و بر خلاف حق و حقيقت و واقع است عبارت از نيروى است از طريق شبهه خلل به حكم عقل وارد مىنمايد از نظر ضعف نيروى عاقله چه بر حسب طبع و يا از نظر استفصال از حق و انتقاد بآن سبب تقويت نيروى واهمه مىشود و بتواند در مقام معارضه و مبارزه با حكم عقل برآيد بديهى است قوه واهمه در امور محسوسه نمىتواند در مقام مبارزه با عقل برآيد ولى در امور معقوله و معقولات هر چه زياده نظرى باشد بيشتر مىتواند از طريقى استناد كند و حكم واهمه را تقويت نمايد.
بالاخره نيروى واهمه بر حسب طبع تمايل بمبارزه با حق و حقيقت دارد و هر چه بتواند با حكم عقل مبارزه مىنمايد و فقط در مورد محسوسات نمىتواند مبارزه نمايد و در امور معقوله هر قسم باشد روان از نظر ضعف و يا از نظر انتقاد بقرينه و مستندى در مقام نقص حكم عقل برميآيد و باطل و موهوم را بصورت حق ارائه ميدهد و از حق و واقع و حكم عقل اعراض مىنمايد گر چه بدليل بيهوده باشد كه خود شخص انتقادكننده چه بسا ببطلان آن معتقد است.
از بيان گذشته استفاده شد كه نيروى واهمه نيروى پليد و انحراف از حق و از طريق فطرت است و هر چه افراد بشر كه روح آنان آلوده و ظلمانى و بهوى و هوس و انتقاد و اعراض از حكم عقل باشد نيروى واهمه آنان چه از نظر ضعف