درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢١٤ - الحديث السابع عشر
فطرى خود را كه با حريم ربوبى در كمون آنان نهاده شده آن را نيز قطع نموده دوره زندگى خود را بضلالت و گمراهى و خودخواهى صرف نموده روح پليد آنان محكوم به شقاوت ابدى و حرمان از رحمت و بعد هميشگى خواهد بود و آتش عنادى كه از روان آنان شعلهور است در عالم قيامت ظهورى از كفر و نفاق آنان نسبت بمقام حريم قدس ربوبى است اعضاء و جوارح آنان را براى ابد خواهد گرفت و اين همان تقديرى است كه بيگانگان در دنيا براى خود در دوره ممتد زندگى در همه لحظات براى آينده خود برگزيده و تثبيت نمودهاند و حق سبحانه نيز بخواسته هر يك پاسخ مثبت داده و امضاء فرموده است.
هم چنان كه انسان كامل ميتواند به نيروى عاقله و روانى خود بر معقولات احاطه بيابد يعنى صورت روح و عاقله همان احاطه بر امر معقول باشد از اين نظر عقل و عاقل و معقول متحد خواهند بود و تعدد آنها بر حسب اعتبار است و ديگر با نيروى خيال وجود مثالى موجود خارجى را در روان خود بيافريند و صورت روح و نيروى خيال همان صورت بعدى و محدود كه از موجود خارجى استفاده نموده است و تا هنگامى كه هر لحظه صورت بعدى و محدود شىء خارجى را در روان خود ايجاد نمايد و بطور پى در پى بايجاد صورت ادامه دهد صورت مرتسم در روح باقى بوده ولى پس از لحظهاى غفلت از تكرار ايجاد پى در پى روانى خود صورت مرتسم خيالى نابود خواهد شد بدين جهت بقاء صورت خيالى بطور دائم و هميشه امكانناپذير است و دوام صورت مرتسم خيالى از نظر تجردى كه دارد اختصاص بعالم شهود و عالم مثال و برزخ دارد از نظر اينكه روح از علاقه و تدبير بدن رهائى يافته است و آنچه بطور حقيقت مورد شوق و ميل است همان صورت مرتسم خيالى است كه از شئون روان خود شخص ميباشد و از نظر اينكه انسان نميتواند