درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٦٧ - الحديث الرابع
و ارتباط با عقل فعال و قلم اعلى و شديد القوى كه مفيض علوم باذن اللَّه بر الواح قلوب و نفوس قدسيه است و از آن نيز بافاضات غيبى تعبير مىشود بالاترين قوه قدسى نظرى و تحديث و مقام ارتباط با غيب است زيرا حقيقت وحى كه در اثر نزول فرشته بر ابراهيم عليه السّلام كه سبب توجه ابراهيم شد آغاز نشناخته و براى آنان گوشت بريان شده حاضر نمود.
در نتيجه امتناع از صرف غذا خود را و نيز مأموريت خود را اعلام نمودند كه غرض مأموريت براى امر خصوصى خارجى و واژگون نمودن سرزمين قوم لوط بوده است اين واقعه ارتباط با غيب مقايسه شود با حديث و الهامى بىشمار كه از طريق تحديث و توجه بمفاد و به بطون آيات قرآنى و ارتباط و اتصال بعقل فعال استناد مىشود كه صفت محدث بفتح عالىتر است از هر لحاظ از وحى بطريق حضور فرشته براى اعلام امر خارجى.
از اين بيان استفاده شد از نظر اينكه اوصياء طاهرين عليهم السّلام بايد در محور آيات قرآنى معارف و احكام الهى را بيان نمايند بالاخرة برنامه تعليمى و تربيتى مكتب قرآن را تنظيم نمايند بر اين اساس فقط از طريق تحديث و ارتباط اوصياء با الهامات غيبى و خاطرات قلبى در مورد تعليمات ربوبى كه از بطون آيات قرآنى استفاده مىشود اختصاص يافته است نه از نظر قصور ارواح قدسيه اوصياء طاهرين است كه از وحى و مشاهده قلبى فرشتگان مقرب و سماع روحى و قلبى كليات و تعليمات غيبى آنان بىبهره هستند بلكه از نظر اينكه مقام آنان تعليم و تنظيم برنامه مكتب قرآن است از هر لحاظ و نشر معارف و بيان احكام اسلامى از بطون آيات قرآنى است و با ارتباط در امور طبيعى خارجى و حوادث اتفاقى خصوصى و يا عمومى خارج از حدود وظايف آنان بوده است.
بدين جهت نزول وحى و يا مشاهده فرشته مقرب و يا سماع و يا گفتگوى با آنان از حدود وظيفه اوصياء خارج بوده است نه از نظر آنست كه ارواح قدسيه