درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢١٩ - الحديث السابع عشر
قوله: تبارك و تعالى البلاء مما لا عين فاذا وقع العين المفهوم المدرك فلا بداء.
بيان آنست كه هرگز در علم ازلى كبريائى و يا در مقام مشيت و اراده ازلى تغيير و يا بداء مفهوم ندارد و هم چنين پس از اينكه بمرحله قضاء و امضاء رسيد پس از تحقق و تعيين خارجى انقلاب مفهوم نخواهد داشت بلكه فقط بداء در عالم تقدير جزئيات و لوح محو و اثبات ممكن است صورت بگيرد و با توجه باينكه صدق بداء امر ممكن است به لحاظ فرشتگان مأمور اجراء امور باشد كه بر حسب مصلحت بر آنان وجود مقتضى اين گونه امور بدائى پنهان باشد و نيز از ترتيب كه از روايت استفاده شد آنست كه مظاهر امكانى پس از مقام علم ازلى دو مقام خواهد بود يكى عالم مثال و قدر و حد است كه همان مقام مشيت و اراده و عالم تقدير را شامل مىشود كه معلومات كلى تنزل داده شده و بمرحله محدوديت قرار گرفته باشد بر اين اساس است كه مدارك منحصر بعالم عقل و عالم قضاء ازلى است و ديگر عالم مثال و عالم قدر و حد و اندازه است كه فقط صورت علمى و مثالى دارد و فقط بهرهاى از قدر و بعد خواهد داشت كه موجود ذهنى و علمى و مدرك جزئى است و مجرد از عالم ماده و حركات و جهات خواهد بود و انسان از طريق تعقل و نيروى عاقله ميتواند به معقولات راه بيايد و احاطه داشته باشد.
و هم چنين از طريق نيروى خيالى مثالى از موجوداتى را كه براى آنها حد و بعدى تصور نموده در روان و خيال خود ايجاد نمايد هم چنان كه از طريق حواس ظاهرى ميتواند بر امور محسوس خارجى آگهى و احاطه بيابد و آنچه محسوس حقيقى است همان است كه از شئون وجودى نيروى حس است كه بدان توجه داشته باشد و پس از غمض عين مثلا نيروى احساس بينائى باقى نخواهد بود بلكه