درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٥٠ - ترجمه سؤالات ابليس
را بر فرزندان آدم مسلط فرمايد بطورى كه همه افراد بشر را به بيند و افراد بشر ابليس را مشاهده ننمايند و وسوسه ابليس در قلوب افراد بشر اثر گذارد ولى هرگز قدرت بشر بر ابليس اثر نگذارد و نيز چه حكمت در اين بود كه ابليس را بر افراد بشر مسلط فرمود بلكه بشر را نيز بر طبق فطرت پاك و طاهر مىآفريد و هيچ گونه سلطهاى براى ابليس نسبت بافراد بشر قرار نميداد كه بتواند هر يك را از طريقى اغواء نمايد و هم كيش خود بماند چنانچه بشر را از خطر اغواء و نيرنگ ابليس ايمن ميداشت براى بشر نيز بهتر بود كه بطريق فطرت پاك و عبوديت زندگى مىنمودند.
پاسخ آنست كه هر يك از افراد بيشمار از بشر از نظر اينكه از ازل در علم ساحت ربوبى نحو وجود نورى داشته و هر يك خواسته خود را از ساحت ربوبى خواستار بوده و حق سبحانه نيز پاسخ مسألت هر يك آنها را داده و نظام جهان طبع و تكليف بر طبق خواسته هر يك از افراد بشر صورت ميگيرد.
از جمله خود ابليس است كه طبق خواسته خود در مقام مبارزه با ساحت كبريائى برآمده و با آدم ابو البشر اظهار دشمنى و عداوت نموده و هم چنين با همه افراد بشر در مقام عداوت و اغواء آنان برميآيد در اثر مناسبت ظلمت و تيرهگى روح پليد و قدرت وجود و تجرد او است كه بر افراد بشر آگهى دارد و بر خاطرات و تفكرات بشر مىتواند آگهى بيابد و القاء نيرنگ نموده آنان را اغواء نمايد و اين در اثر آنست كه در روان بشر نيز نيروى واهمه نهاده شده و در اثر ضعف نيروى عاقله بشر، ابليس ميتواند از طريق قوه واهمه در روان بشر خلل وارد آورد و او را فريفته امر را بر بشر مشتبه نمايد.
بالاخره در اثر ترغيب و تشويق بكار غير مشروع اقدام نمايد و ابليس در اثر تجرد وجودى و قدرت كه دارد بر خاطرات و تفكرات بشر مىتواند راه يابد و چنانچه بشر نيز اندك توجه و تمايلى بنمايد بعملى كه طبق هوى و هوس خود