درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٥١ - ترجمه سؤالات ابليس
باشد آنچنان جاذبه نيروى ابليس او را بسوى همان هدف سوق ميدهد كه در آن حال همه قواى روانى و جوارحى بشر در حيطه نفوذ ابليس خواهد درآمد هم چنان كه كريمه حاكى است كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَ يَهْدِيهِ إِلى عَذابِ السَّعِيرِ حج- هر فردى از بشر اندك توجه بالقاء نيرنگ ابليس نمايد دچار شبكه هلاكت شده و بسوى خطر حتمى سوق داده خواهد شد.
از جمله اعتراض ابليس آنست كه هم چنان كه بشر بفطرت اوليه خود زندگى نمايد بدون اينكه مورد حيله و نيرنگ ابليس قرار بگيرد و از طريق عقل و خرد و شرع منحرف گردد در اين صورت حكمت چه بود معرض القائات ابليس قرار بگيرد.
پاسخ آنست كه بشر برحسب طبع در آغاز ولادت فاقد هر گونه ادراك بوده و در اثر ترقى بعض آنها بخواستههاى هوى و هوس تمايل مىنمايند لا محاله مورد جذبه نيروى شيطانى خواهند شد و بعض ديگر در اثر قدرت روان بهوى و هوس خود اظهار تمايل نمىنمايند مصون از القائات شيطانى خواهند بود و بهر حال فريفته شدن گروهى نيرنگهاى ابليس از خود افراد بشر مبتذل خواهد بود و بمقتضاى عالم طبع كه براساس امتحان و آزمايش هر فردى هر چه را صلاح و شايسته خود بداند بآن اقدام خواهد نمود.
بالاخره نظام اختيار اين چنين مقتضى است كه ابليس بتواند در افكار و خاطرات مردم فرومايه تأثير گذارد و او را فريفته اقدام باعمالى كه بر خلاف خرد و شرع است بنمايد و باين اساس نظام امتحان و آزمايش همه افراد بشر بدون استثناء صورت بگيرد و كمال انسانى بعبوديت و خلوص نيت و مخالفت با وسوسه و نيرنگهاى ابليس خواهد بود و چنانچه در كمون بشر نيروى واهمه و هوس و شهوت نبود قابل امتحان و آزمايش نبود و كمالى در انتظار نميداشت و شعارى از عبوديت و خلوص و قرب برحمت ساحت ربوبى نداشت.