درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٤٣ - ترجمه سؤالات ابليس
و در اثر امتناع از سجده او را لعن فرمود و سپس او را به بهشت راه داد با خصومت و عداوت با آدم بچه جهت ابليس را بر فرزندان آدم براى هميشه مسلط نمود بطورى كه همه آنها را ببيند و آنها او را هرگز نبينند و وسوسه او در قلوب بنى آدم اثر گذارد و اثرى از آنان در ابليس پديد نيايد و چه حكمت بود كه دچار وسوسه ابليس شوند و چنانچه بر وفق فطرت فرزندان آدم زندگى مىنمودند با پاكى و با طاعت براى آنان بهتر نبود و بحكمت وابسته نبود.
هفتم همه اينها كه حق سبحانه خواسته او را آفريد و امر نمود بسجده آدم چون از سجده امتناع نمود و نيز او را از رحمت خود طرد نمود و چون خواست كه وارد بهشت شود براى او ميسر شد كه با آدم تماس بگيرد و چون او را فريب داد سپس او را بر فرزندان آدم مسلط نمود در اين حال از حق سبحانه درخواست مهلت نمود كه او را مهلت دهد تا روز قيامت پاسخ مثبت فرمود و باو مهلت داد تا روز معلوم و چه حكمت بود چنانچه او را هلاك مىنمود فرزندان آدم را از شر و وسوسه ابليس ايمن ميداشت و ديگر در جهان شرى وجود نداشت مگر بقاى جهان بآن نيست كه هرگز شرى بوجود نيايد و حوادث جهان آميخته با شر نباشد اين چند سؤال بر وفق نظر خود اظهار مىنمايم.
پاسخ اعتراض اول آنست كه با اينكه ساحت ربوبى از ازل عالم بود كه ابليس را خلق نمايد در مقام عصيان و تمرد برميآيد پس براى چه او را خلق فرمود و چه حكمتى در خلق ابليس خواهد بود.
پاسخ آنست كه ماهيات و اعيان به مخلوقات از هر قسم باشد نحو وجود علمى نورى در حريم قدس داشته و خواهد داشت به تبع وجودات آنها و يا به تبع صفات و اسماء حسنى حق سبحانه و علم ازلى در مرتبه ذات بوده و معلوم ازلى در مرتبه متأخر زيرا ماهيت طبعا متأخر از وجود است و لا محاله در نزد عالم نيز متأخر خواهد بود.