درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤٦ - علم حق سبحانه تجربيات ازلى است
قوله عليه السلام: هو كونه تعالى احاط لكل شىء علما لانه احاطه بكل شىء وجودا»
علم و احاطه حق سبحانه علم و احاطه بطور بساطت است يعنى مانند نور كه بخارج مىتابد و موجودى را بوجود مىآورد پس علم احاطه حقيقى اشراقى و ايجادى است نه علم بطور انفعال از خارج است بدين نظر علم حق سبحانه ذاتى و عين علم بذات قدس ربوبى و نور الانوار است كه بخارج مىتابد و عوالم امكانى را پديد مىآورد بالاخره احاطه علمى و احاطه قدرتى و ايجادى است نه علم بطور انفعال و حصول از خارج است اين قسم علم و احاطه حقيقى بسيط است مانند نور كه از حريم ربوبى منبعث شود و اشراق نمايد و عوالم امكانى را بوجود آورد.
نتيجه آنست كه علم حق سبحانه بسيط و عين ذات كبريائى است و از ذات منبعث شده و عوالم را نورانى و درخشان مىنمايد بدين جهت علم حق سبحانه نسبت به آثار و عوالم بطور بساطت و فيضان و تابش است نه بطور انفعال و يا حلول و يا حصول بر اين اساس علم حق سبحانه عين ذات و بسيط نهايت بساطت و منع وجود همه اشياء خارجى خواهد بود اين چنين علم بسيط لا محاله معلوم آن نيز بسيط خواهد بود و از شئون علم بذات كبريائى بوده و منشأ انبعاث و فيضان نور و بسط بخارج خواهد بود. بر اين اساس معلوم بالذات حق سبحانه نهايت بساطت داشته و هرگز كثرت نخواهد داشت از نظر اشراق بآنها در مرتبه متأخر است خلاصه علم حق سبحانه باشياء و عوالم امكانى علم تأثير و ايجاد و اشراق است به همين قياس علم حق سبحانه و همچنين معلوم بالذات حق سبحانه لا محاله بسيط حقيقى خواهد بود زيرا محال است علم بسيط باشد و منبعث و عين ذات باشد ولى معلوم آن كثرت داشته و بطور انفعال و يا حصولى باشد بلكه وجدانى حضورى اشراقى است.