درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٩ - الحديث الثالث عشر
انبساطى و تابش نور هستى باعضاء ظاهرى و درونى فاعل باين نظر نور وجود ربط محض و شعاعى از غيب خواهد بود و ديگر قبول جهت فاعل است كه نيرو و شعاع غيبى را بكار ميبرد و از آن تعبير بايجاد و صدور فعل از طريق اعضاء ظاهرى و درونى خود مىشود.
و گفته شده كه اثر و فعل صادر نيز مانند مؤثر و فاعل عين ربط وابسته به نيروى غيبى است بدين جهت تفويض مفهوم ندارد زيرا فعل و حركات ظاهرى و درونى اعضاء فاعل نيز پرتو شعاعى مرتبط و تابيده از غيب است هم چنان كه وجود فاعل نيز منبعث از غيب و مرتبط و ربط محض بساحت ربوبى است و نيز از نظر اينكه اثر و فعل جنبه قبول و نيروى قابل و بطور امكان است تعلق بفاعل مختار دارد و بدين نظر فعل جبر نخواهد بود يعنى فعل و اثر بطور حقيقت از اعضاء ظاهرى و درونى و اراده و اختيار فاعل صادر شده است و نيروى غيبى را فاعل صرف حركات نيروى باطني و ظاهرى خود نموده است.
نتيجه آنست كه اثر و فعل صادر محصول دو نيرو است يكى نيروى اشراق وجود منبعث از غيب بشخص فاعل و اعضاء درونى و ظاهرى او از قبيل نيروى وجود كه به تصور و تصديق و تفكر و نيروى اختيار فاعل تابيده است از اين نظر ربط محض و وابسته به نيروى غيبى و ديگر قبول نيروى اشراق غيبى كه بطور امكان فاعل آن را پذيرفته و آن را صرف حركات باطنى اراده و اختيار و نيز صرف حركات ظاهرى نموده است.
پس اثر و فعل صادر از فاعل بر دو پايه استوار خواهد بود يكى نيروى وجود غيبى كه بشخص فاعل و همه اعضاء و جوارح باطنى و ظاهرى او تابيده و فرا گرفته است باين نظر تفويض مفهوم ندارد زيرا وابسته به نيروى غيبى و بطور وجوب است و حركت جوارحى فاعل چه باطنى و چه ظاهرى او مرتبط به نيروى غيبى است و نيروى وجود از فاعل نخواهد بود.
و ديگر قبول فاعلى باينكه نيروى غيبى را صرف بوجود آوردن اثر و فعل