درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٠٣ - الحديث السابع عشر
هر موجودى از ديگرى همان مفاد تقدير شئون وجودى است كه قدر و اندازه و حد هر موجودى عبارت از ريشه و اساس است كه از آن در اثر فعل و انفعال انفصال يافته و جدا شده و حد وجودى يافته است.
قوله: و توصيلها عيانا و وقتا:
از جمله شئون تقدير هر موجودى طبيعى تركيب آنست از اجزاء بىشمار مثلا هر نبات كه اثر چه ذرات آب و نور و خاك و هوا و حرارت صورت ميگيرد و قيد عيانا بمعناى آنست كه در نظام وجودى خارجى كه تعين وجودى مىيابد و هم چنين تعين از لحاظ زمان و چگونگى تحولات و تبدلات هر موجودى عبارت از تركيب از اجزاء و ذرات است كه هر لحظه در حركت و رشد باشد و در اثر تحول و بدل ما يتحلل و صورتى كه براى هر نباتى رخ ميدهد همان فصل و تركيب وجودى است كه هر لحظه صورت ميگيرد.
خلاصه هر گونه تحول و حركت كه براى موجود طبيعى و مادى رخ دهد از شئون تقدير غيبى در باره همان موجود است و مقام تقدير عبارت از نيروى حركت و رشد و تكامل هر موجود مادى و طبيعى است كه هر لحظه در حركت و رشد بوده و از مواد خاك و آب و هوا و نور و حرارت بتدريج استفاده مىنمايد.
و اين چنين حركت و رشد لا محاله براساس نيروى غيبى الهى است كه نباتات و رستنىها را بسوى كمال و رشد سوق ميدهد بالاخره تقدير موجودات طبيعى عبارت از نيروى غيبى است كه آن موجودات را بسوى كمال و مقصد هر لحظه بر طبق برنامه مخصوص مرموز سوق ميدهد بدون اينكه ذرهاى از آنچه تقدير شده زياده و يا كاسته شود و اين معنى صورت نخواهد گرفت جز از طريق نيروى مرموز غيبى كه شئون هر موجود نباتى و رستنى را بعهده دارد و هرگز تخلفپذير نخواهد بود و گر نه وسايل طبيعى فاقد ادراك هستند.
از اين بيان استفاده شد كه مقام تقدير در باره هر موجودى بخصوص طورى