درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٩٤ - الحديث السابع عشر
براى او پنهان نبود كه ذبح حقيقى است و احتمال و تصور ننمود كه بطور امتحان و مجاز بوده.
هم چنين بر فرشتگان مقرب و مأمور اجراء و بر ملكوت نيز امر مبهم نبوده كه بصورت حقيقى خواهد بود و اسماعيل عليه السّلام نيز اين حقيقت را يافت كه بر حسب مشيت قاهره حق تعالى بايد مورد ذبح قرار گيرد عرض نمود يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ عالم مثالى و شهودى را ابراهيم حقيقت فهميد و در مقام تسليم برآمد و تا آن لحظه كه ابراهيم مقدمات ذبح را اجراء نمود امر بر همه پنهان بود چه ابراهيم و چه اسماعيل عليهما السّلام و چه فرشته مأمور اجراء اين حادثه بر همه امر پنهان بود نه مبهم بلكه همه ذبح را حقيقى ميدانستند و هيچ گونه شبهه و تزلزلى در واقعه ذبح نبوده كه بطور حقيقى است هنگام پايان يافتن بناء كعبه نيز ابراهيم خليل عليه السّلام از حق تعالى در خواست نمود بر حسب آيه كريمه رَبَّنا أَرِنا مَناسِكَنا در آن هنگام بر ابراهيم بر حسب شهود و مقام كه اسماعيل عليه السّلام مورد ذبح قرار خواهد گرفت و هنگام اجراء مناسك در منى همان لحظه كه ذبح صورت نميگرفت و خطاب (قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا) صادر شد ابراهيم و هم چنين اسماعيل و فرشته مقرب حاضر عليهم السّلام بر آنها آشكار شد كه هر چه صورت خارجى تحقق يافت همان مورد شهود بوده و در نتيجه ذبح بر اساس امتحان و آزمايش بوده است نتيجه آنست كه ذبح اسماعيل در علم ازلى ربوبى بر اساس امتحان بوده ولى اين امر امتحانى اختصاص بمقام كبريائى داشته بر هيچ يك از مقربان امر آشكار نبوده و بهر كه بطور شهود ملكوت واقعه ارائه شده بطور صحنه حقيقى مشاهده شده و بابراهيم خليل نيز در حال شهود مثالى نيز بصورت حقيقت ارائه شده و هنگام اعلام و استظهار حال اسماعيل فرمود در عالم شهود و منام ديدم