مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٦
٥- پذيرش نظارت ارشادى
از مصاديق مردمسالارى دينى در سيره امام على (ع) پذيرش آرا و نظريات افراد و ياران بوده است. با مراجعه به تاريخ دوران حكومت امام (ع) در كوفه روشن مىشود كه با وجود معصوم (ع) در رأس حكومت، اصحاب آزادانه سياستگذاريهاى حكومتى و نحوه تدبير امور مردم را مورد نقد قرار مىداده و نظرهاى خود را ابراز مىكردهاند و امام على (ع) نيز از اظهار نظر آنان استقبال مىكرد. همين كه اصحاب در اظهار نظر خود با مخالفت امام (ع) روبه رو نشدهاند دليل محكمى بر وجود مردمسالارى به مفهوم واقعى است. اظهارنظرهاى مرشدانه توسط افراد و اصحاب در سيره امام على (ع) به وفور يافت مىشود:
مالكاشتر به اميرالمؤمنين (ع) پيشنهاد داد كه او را براى حكميت انتخاب كند (ر.
ك. به: منقرى، ١٣٨٢، ص ٥٠١) و احنف پيشنهاد كرد كه عضو على البدل باشد. (الطبرى، بىتا، ج ٣، ص ١٠٣)
مالكاشتر به امام على (ع) گفت: «به خدا قسم اى اميرمؤمنان اگر مرا به سوى معاويه فرستاده بودى از اين شخص براى تو بهتر بودم».
امام آزادانه اجازه مىداد كه نظرات خويش را مطرح كنند و اگر پذيرش آنان را صلاح نمىديد، شخص را از اينكه نظرات ناصواب به نظر او طرح كرده، مورد انتقاد قرار نمىداد. مغيره بن شعبه و ابن عباس به حضرت على (ع) در مورد ابقاى معاويه اظهار نظر كردند و از امام خواستار آن بودند كه مدتى در منصب خويش باقى بماند.
(ر. ك. به: الدينورى، ١٣٦٣، ص ٤٨)
امام به ابن عباس پاسخ داد: «اى ابن عباس ... تو نظرت را به من مىگويى و من ملاحظه مىكنم. پس آنگاه كه از اجراى نظر تو سرباز زدم تو از من اطاعت مىكنى».
(الطبرى، ج ٢، ص ٧٠٤)
امام على (ع) در مواردى كه جلب رضايت مردم و پذيرش نظر آنان مستلزم خلاف نبود، حتى اگر به صلاحشان نبود به نظر آنان عمل مىكرد. قرظة بن كعب يكى از كارگزاران امام (ع) در نظر داشت براى مردم توسط خودشان نهرى حفر كند.
مردم- هر چند به نفع آنان بود- به اين عمل راضى نبودند. قرظه براى جلب رضايت