مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٨
ديدگاه انديشمندان آن مطرح و سپس با رجوع به نهجالبلاغه ديدگاه امام على (ع) از ميان خطبهها، نامهها و حكمتهاى ايشان به بحث گذاشته شده است.
براى جلوگيرى از طولانى شدن كلام به حداقلى از مباحث حضرت پرداخته شده و واقعاً حق مطلب آن گونه كه شايسته بوده ارائه نشده است. در نهايت مقاله به اين جمعبندى رسيده كه امام على (ع) طراّح و مجرى حكومت مردمسالار دينى بوده كه در بسيارى از جهات از دموكراسيهاى موجود پيشرفتهتر، جامعتر و مترقىتر بوده است و حتى مىتوان اعتراف كرد كه دموكراسيهاى موجود غرب بسيارى از مبانى و اصول خود را از اسلام خصوصاً على (ع) اقتباس كردهاند.
دموكراسى و مردمسالارى دينى
واژه دموكراسى مانند بسيارى از واژههاى حوزه علم سياست مانند آزادى، امنيت، انقلاب، حكومت و ... دستخوش تحولات مفهومى شده است. دموكراسى در يونان باستان مطرح شد. افلاطون با دفاع از حكومت فيلسوفان، دموكراسى را حكومت اكثريت نادانان دانست. ارسطو آن را حكومت تهيدستان معرفى و حكومت خوب را حكومت طبقه متوسط معرفى كرد. تا عصر رنسانس عمدتاً چنين برداشتى بود تا اينكه در عصر مدرن دموكراسى بهترين شيوه حكومت شناخته شد، به گونهاى كه امروز غير دمكراتيكترين دولتها سعى دارند به نوعى خود را دمكراتيك معرفى كنند. (بشيريه، ١٣٨٠، صص ٢٠- ١٦)
در يكصد سال اخير اين واژه مانند واژههاى آزادى، برابرى و جمهورى به كشورهاى اسلامى منتقل و درحد قابل انطباقبا اصول دين وشريعت مورد استقبال علمى متفكران اسلامى قرارگرفته است. طيف متفكرين اسلامى در اين زمينه از قبول صد درصد دموكراسى به شكل و محتواى غرب (قبول حداكثر) تا قبول قسمتهاى بسيار محدود شكلى و محتواى آن (قبول حداقل) قرار دارند ولى قبل از ورود به اين بحث لازم است ابتدا واژه دموكراسى و برداشتهاى آن مطرح شود.