مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٥٦
يكى از صفات اهل بهشت اخذ به نظام شورايى است (و امرهم شورى بينهم) يعنى در امور خصوصى و عمومى بين خود مشورت مىكنند و در امور عمومى به رأى خود تكيه نمىكنند، مثل به دست گرفتن زمامدارى (يا خلافت) و امور تدبير دولت و برنامهريزى، اعلام جنگ و نصب استانداران و قضات. (دكتر وهبة الزحيلى، التفسير المنير، ج ٢٥، ص ٨١)
آيتاللَّه منتظرى نيز پس از طرح آيه مىنويسد: «ظاهراً از آيه شريفه ثبوت ولايت از طريق مشورت است، بنابر اينكه مراد مشورت در تصدى اصل ولايت باشد نه مشورت در اعمال ولايت». (منتظرى، بىتا، ج ١، ص ٤٩١)
وى آنگاه به اين اشكال پاسخ مىدهد كه «ولايت» امر مردم نيست، امر خدا است: (لاينال عهدى الظالمين) پاسخ ايشان اين گونه است: «منافاتى ندارد كه چيزى از يك جهت امر الهى و عهد خدا باشد و از جهت ديگر امر امت باشد (همان، صص ٤٩٩- ٤٩٨)، اين اشكال كه با توجه به شباهتهاى آيه مورد بحث و آيه: «وشاورهم فى الامر» و قطعى بودن اين نكته كه مراد از آيه سوره آل عمران مشورت در امور ولايى است نه مشورت در اصل ولايت، پس آيه مورد بحث نيز در اصل ولايت دلالتى ندارد. از سوى ايشان پاسخ داده شده است. پاسخ ايشان اين است كه اطلاق آيه مطلوبيت مشورت در اصل ولايت و فروع دارد و علم به مقصود در آيه ديگر موجب رفع يد از اطلاق اين آيه نمىشود». (همان)
آنچه از آيه شريفه استفاده مىشود، به سيره امير مؤمنان در به دست گرفتن خلافت و بيانات ايشان مستظهر است. روايات ديگرى آن را نيز تأكيد مىكند. امام در پاسخ معاويه مىنويسند: «همه آن كسانى كه با ابابكر و عمر و عثمان بيعت كردند براساس آنچه با آنان بيعت كردند با من نيز بيعت كردند و هرگز كسانى كه در روز بيعت حضور داشتند نمىتوانند بيعت را نپذيرند و آنان كه غايب بودند نمىتوانند آن را رد كنند. همانا كار به دست شورايى از مهاجرين و انصار است، اگر آنان نسبت به كسى وحدت نظر پيدا كرده و او را امام خويش كنند چنين عملى مورد رضايت خداوند است». (نهجالبلاغه، ص ٣٦٦، نامه شش)
ابن اثير نيز از امير مؤمنان در روز بيعت كلام زير را نقل مىكند: «اى مردم اين امر