مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٦
نمونههاى زير به خوبى نشان مىدهد كه حكومت علوى خود را نسبت به مسائل دينى مردم متعهد مىدانند.
الف- امام در رابطه با وظايف حاكم اسلامى (اهداف حكومت اسلامى) مىفرمايد: وظيفه حاكم اسلامى بيان موعظه و تلاش در خيرخواهى مردم و اجراى حدود الهى است. (همان، خطبه ١٠٥، فراز ١٠)
ب- امام على (ع) آموزش دين و تعليم مبانى اعتقادى و اخلاقى را از وظايف حاكم هر منطقه مىداند بر امام و حاكم است كسانى را كه در منطقه تحت سرپرستى او زندگى مىكنند قوانين اسلام را به مردم بياموزد و سبب تقويت ايمان آنان شود. (آمدى، بىتا، ج ٤، ص ٣١٨)
ج- امام يكى ديگر از وظايف حكام را «پيگيرى وظايف دين مردم» و فرمان دادن آنان به واجبات و بازداشتن از محرّمات دانستهاند»: «ان احق ما يتعاهد الراعى من رعيته ان يتعاهد هم بالذى للَّهعليهم فى وظايف دينهم و انما علينا ان تعمركم بما امركم اللَّه به و ان ننهاكم عما نهاكم اللَّه عنه». (ثقفىكوفى، ١٣٥٥، ج ٢، ص ٥٠١)
اصولًا آيا نوعى بىاحترامى به شخصيت الهى اميرالمومنين نيست كه بيان شود، حضرت داراى انديشه جدايى دين از سياست است.
در حكومت مردمسالارى دينى حكومت مقامى دنيوى كه حس جاهطلبى انسان را اشباع مىكند نيست، بلكه حكومت ابزارى براى احقاق حق و وسيلهاى توانمند براى رسيدن به اهداف والاست. امام على (ع) در نهجالبلاغه در اين مورد مىفرمايد:
«پاره كفشى نزد من محبوبتر است از حكومت بر شما مگر آنكه به احقاق و دفع باطلى توفيق يابم» (نهجالبلاغه، خطبه ٣٣) و در پرتو اين هدف و ارزش مقدس بود كه حكومت چنان قدرتى مىيافت كه حضرت از شمشير زدن براى حفظ و نگهدارى آن دريغ نمىورزيد. (ر. ك به: مطهرى، ١٣٦٨، ص ١٠٦)
حضرت در بيانى اهداف حكومت مردمسالارى دينى را ذكر كردهاند. اين كلام بلند حضرت در مورد اهداف حكومت اشاره به مطالب زير دارد:
خدايا تو ميدانى كه: ١- جنگ و درگيرى ما براى به دست آوردن قدرت و