مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٤٧
نظر گرفت، مطلب ديگرى كه مىتواند پاسخ به اين سؤال را آسان كند نگاه تاريخى به حكومت الگوى اسلامى؛ يعنى حكومت پيامبر (ص) و على (ع) است. به راستى نام نظام سياسى پيامبرگرامى اسلام و امير مؤمنان (ع) را چه مىتوان نهاد؟
پاسخ اجمالى ما اين است كه حكومت اسلامى مىتواند شكلهاى متفاوتى را پيدا كند چه بسا كه در دورانهاى ديگر بهترين شكل اجراى قوانين دينى در عرصه حكومت، حكومت مردمسالارى دينى نباشد كما اينكه ضرورت ندارد به لحاظ ادبيات امروزى لزوماً دولت پيامبر اكرم (ص) يا اميرمؤمنان (ع) را «مردمسالارى دين» بناميم. البته اين بدان معنى نيست كه دولتهاى آن بزرگواران مردمى نبوده است، اما به جهت غلبه ارتباط با وحى الهى در اداره جامعه نام «تئوكراسى» (خداسالارى) به جهت حجم وسيع نص صريح قانونى از جانب وحى الهى «نوموكراسى» (قانون سالارى) ناميده مىشود. «سنتيلانه» در كتابش «ميراث اسلام» حكومت اسلام را حكومت مستقيم اللَّه مىداند و آن را تئوكراسى مىخواند، مجيد خداوردى دولت اسلام را به نوموكراسى نزديكتر مىداند. (رسايى، بىتا، ص ٩٩)
بعضى نيز با تفصيل درباره شكل حكومت اسلامى دوره حكومت پيامبر اكرم (ص) را تئوكراسى و شكل حكومت اسلامى دوره خلفاى نخستين را نوموكراسى و دوره خلفاى ديگر كه با امويان آغاز شد را حكومت ديكتاتورى و مطلقه دانستهاند. (همان، ص ١٠٠)
اين ديدگاه با نگاه جامعه شناختى تاريخى و براساس تحليل كاركردهاى دولتها صورت پذيرفته است، ولى از نگاه كلامى نام برتر براى خلافت اميرالمؤمنين (ع) و امامان ديگر نظام «امامت» است، كه تركيبى از نصب صريح امام از جانب خداوند و عشق و همراهى اكثريت مردم با امام است.
با توجه به بررسى اجمالى تاريخى و آنچه در سابقه تاريخى مردمسالارى آورديم به نظر مىرسد مردمسالارى دينى ارزشى نسبى است و نه مطلق و زمينه طرح ديدگاههاى ديگر نيز در كنار آن مطرح است، اگر چه به نظر مىرسد در عصر غيبت، نظام سياسى دولت اسلامى مىتواند به شكل مردمسالارى دينى اداره شود و دلايل متعددى نيز مىتواند در اين عرصه اقامه شود. انديشوران معاصر نيز بعضاً به اين ادله