مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٩٨
نمىديدند، دچار نوعى تضاد و تناقض شده و سرانجام اين پديده را ناپايدار دانستند و پيشبينى كردند كه به زودى يكى از اين دوركن نظام (جمهوريت و اسلاميت) به نفع ديگرى كنار خواهد رفت. ثبات غير قابل انكار جمهورى اسلامى با حفظ هر دو ويژگى خود در سطحى بسيار بالا؛ يعنى اتكا به اسلام و قوانين شرعى از يك طرف، و مشاركت مستمر مردم در سرنوشت سياسى خود از طرف ديگر، عملًا پيشبينى مذكور را غير واقعى و بدون پشتوانه منطقى معرفى كرد.
پژوهش حاضر در پى آن است كه چگونگى اين سازگارى را با استفاده از سيره گفتارى و رفتارى على (ع) و محتواى قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران مورد بحث و بررسى قرار داده و تبيين نمايد. بدين منظور در فصل نخست به مفاهيم كليدى بحث مىپردازيم، آنگاه در فصل دوم، مردمسالارى دينى را از ديدگاه على (ع) [و نهجالبلاغه آن حضرت] و در فصل سوم، اين موضوع را در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران مورد بررسى قرار خواهيم داد.
١- مفهومشناسى واژگان كليدى
از آنجا كه داشتن تعريفى جامع و مانع، يا حداقل مشخص از واژگان پايهاى و كليدى، نخستينگام لازم و ضرورى براى ورود به مباحث اصلى پژوهش است، در اين بخش سعى خواهد شد واژهها و اصطلاحات پركاربرد اين تحقيق مفهومشناسى شده و تعريف قابل قبولى از هر يك ارائه شود.
٢- ١- دين
دين در لغت به معنى پاداش و جزا، راه و روش و آيين آمده است و در اصطلاح عبارت است از «مجموعه گزارهها و آموزههاى دستورى و ارزشى (بايدها و نبايدها و شايدها و نشايدها) سازوارهاى كه دربارة تبيين هستى و تنظيم مناسبات آدمى از سوى هستى پرداز از رهگذر وحى و نبوت و هدايت فطرى و عقلانى براى تمهيد كمال و تأمين سعادت بشر در دسترس او قرار گرفته است».
صادق لاريجانى عبارت مختصر و فراگير «ما جاء به النبى»؛ يعنى «هر آنچه پيامبر