مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٦٦
مىدادم به طورى كه فكر كرد من دين خود را به او فروختهام و از روش عدالتمندانه خويش روى گردان شدهام، آهن پارهاى برداشتم و در آتش گداختم و نزديك او بردم تا عبرت گيرد چنان كه از درد همچون بيمار ناله و شيون سر داد و نزديك بود از اثر آن بسوزد به او گفتم: اى عقيل، از آهن پارهاى كه آدمى آن را براى بازى خود سرخ كرده ناله مىكنى پس چطور مرا به سوى آتش كه خداى قهار از روى خشم برافروخته مىكشانى؟ آيا سزاوار است تو از اين رنج اندك بنالى و من از آتش دوزخ ننالم؟ (ابن ابىالحديد، ج ١١، ص ٢٤٥ و نهجالبلاغه، خطبه ٢٢٤)
اين جريان شدت دقت امام (ع) در امر بيتالمال را نشان مىدهد. همچنين حضرت در نامهاى خطاب به زيادبن ابيه جانشين فرماندار بصره[١] مىنويسد: «همانا من، براستى به خدا سوگند مىخورم، اگر به من گزارش كنند كه در اموال عمومى خيانت كردى كم يا زياد چنان بر تو سخت گيرم كه كمبهره شده و در هزينه عيال، درمانده و خوار و سرگردان شوى». (نهجالبلاغه، نامه ٢٠)
و در نامه ديگرى در رابطه با اعتدال در بيتالمال به زياد بن ابيه مىفرمايد: «اى زياد، از اسراف بپرهيز و ميانهروى را برگزين، از امروز به فكر فردا باش و از اموال دنيا به اندازه كفاف خويش نگهدار و زيادى را براى روز نيازمنديت در آخرت پيش فرست». (نهجالبلاغه، نامه ٢١)
در نامه ٤١ نيز يكىاز فرمانداران خودرا سرزنش مىكند كه چرا در امر بيتالمال مرتكب خيانت شده است؛ مىفرمايد: «گويا تو در راه خدا جهاد نكردى، و برهان روشنى از پروردگارت ندارى، و گويا براى تجاوز به دنياى اين مردم نيرنگ مىزدى و هدف تو آن بود كه آنها را بفرستى و غنايم و ثروتهاى آنان را در اختيار گيرى، پس آنگاه كه فرصت خيانت يافتى شتابان حمله ور شدى و با تمام توان اموال بيتالمال را كه سهم بيوه زنان و يتيمان بود، چونان گرگ گرسنهاى كه گوسفند زخمى يا استخوان شكستهاى را مىربايد، به يغما بردى و آنها را به سوى حجاز با خاطرى آسوده روانه كردى، بىآنكه در اين كار احساس گناهى داشته باشى».
[١] - ابن عباس از طرف امام فرماندار بصره بوده و بر حكومت اهواز و فارس و كرمان و ديگر نواحى ايراننظارت داشت و جانشين او زياد بن ابيه بود ..