مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢١١
٣- مردمسالارى دينى در نهجالبلاغه
پيش از پرداختن به بررسى زير ساختها و مبانى مردمسالارى دينى در نهجالبلاغه و پيگيرى هر يك از مشخصههاى آن در سيره گفتارى و رفتارى على (ع) ابتدا لازم است دو نكته را يادآور شويم: نخست اينكه بحث ما درباره جامعهاى است كه مردم آن اجتماع مسلمان بوده و به مبانى و اصول دين اسلام و قرآن و سنّت معتقدند. دوم اينكه برخى از اجزاى بحث، مانند تعيين رهبران، در مورد امام على (ع) و ساير ائمه معصومين (ع) به دليل وجود نصّ و نصب خاص موضوعيت ندارد و موضوع بحث صرفاً بيانگر انديشه سياسى امام على (ع) در آن مورد است و شايد قصد امام (ع) ارائه الگوى پسنديده براى نسلهاى آينده بوده است.
همانگونه كه در فصل اول گذشت مهمترين و عمدهترين شاخصههاى يك حكومت مردمسالار، مشاركت عمومى مردم در سرنوشت سياسى اجتماعى خود در قالب دخالت در انتخاب رهبران و نظارت بر اعمال آنها، حق انتقاد سازنده و استيضاح مسئولان و نيز برخوردارى از حق مشورت و اظهارنظر و حتى مخالفت با عملكرد حكومتگران و وجود آزاديهاى مشروع و مانند آنها از يك سو و مراعات منافع و مصالح آنان از سوى واليان و مسئولين نظام حكومتى از سوى ديگر است كه ما در فصل سوم اين موضوعات را از منظر امير مؤمنان (ع) و نهجالبلاغه بررسى خواهيم كرد.
١- ٣- مشاركت عمومى از ديدگاه على (ع)
اگر بشر را موجودى ذاتاً اجتماعى فرض كنيم مجبوريم اقرار كنيم كه انسان، به تبع اجتماعى بودنش، بايد سياسى باشد؛ چرا كه تشكيل هيچ اجتماعى بدون تدبير امور و اداره آن امكان پذير نيست. از سوى ديگر شايد عاقلانه نباشد كه به انسان بگوييم موجودى اجتماعى باش و در اجتماع زندگى كن، اما در هدف و سرنوشت خود دخالتى نداشته باش. در خصوص دخالت انسان در سرنوشت اجتماعى خويش و به عبارت ديگر مشاركت سياسى مردم، نظريهها و ديدگاههاى گوناگونى ارائه شده است و چون موضوع اين پژوهش مردمسالارى دينى در نهجالبلاغه و قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران مىباشد در اين قسمت به مشارك مردم در حكومت از