مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢١
١٧٣ مىفرمايد: «اگر شرط انتخاب رهبر حضور تمامى مردم باشد هرگز راهى براى تحقق آن وجود نخواهد داشت، بلكه آگاهان داراى صلاحيت و راى و اهل حل و عقد (خبرگان ملت) رهبر و خليفه را انتخاب مىكنند كه عمل آنها نسبت به ديگر مسلمانان نافذ است. آنگاه نه حاضران بيعتكننده حق تجديد و نه آنان كه در انتخاب حضور نداشتند حق انتخاب ديگر خواهند داشت» (همان، ص ٣٢٩). در اينجا انتخاب غيرمستقيم مردم را تأييد كردهاند. در زمينه ارزش شورا و مشورت در حكمت ١٧٣ مىفرمايند «آنكس كه از افكار و آراى گوناگون استقبال كند صحيح را از خطا خوب شناسد» (همان، ص ٦٦٧). در مورد به حكومت رسيدن خود با رأى مردم در خطبه سوم نهجالبلاغه مىفرمايد: «روز بيعت فراوانى مردم چون يالهاى پر پشت كفتار بودند، از هر طرف مرا احاطه كردند تا نزديك بود حسن و حسين لگدمال گردند. مردم چون گلههاى انبوه گوسفند مرا در ميان گرفتند» (همان، ص ٤٧). در مورد بيعت و رأى آزادانه مردم به حضرت در خطبه ٥٤ مىگويد: «مردم همانند شتران تشنهاى كه به آب نزديك شده و ساربان رهاشان كرده و عقال از آنها گرفته بر من هجوم آوردند به يكديگر پهلو مىزدند فشار مىآوردند چنانكه گمان كردم مرا خواهند كشت» (همان، ص ١٠٥) (و بامن بيعت عمومى كردند).
در زمينه قانونى بودن بيعت و انتخابات و پايبندى به رأى اكثريت در نامه ٦ نهجالبلاغه مىفرمايد: «همان كسانيكه با من بيعت كردهاند كه با ابابكر و عثمان با همان شرائط بيعت كردند پس آنكه در بيعت حضور داشت نمىتواند خليفهاى ديگر انتخاب كند و آنكس كه غائب بود نمىتواند بيعت مردم را نپذيرد (لزوم پايبندى به رأى اكثريت) همانا شوراى مسلمين از آن مهاجرين و انصار است» (همان، ص ٤٨٥). در مورد اينكه مردم بايد حساب شده و آگاهانه رأى دهند در خطبه ١٣٦ مىگويند:
«بيعت شما مردم با من بىمطالعه و ناگهانى نبود و كار من و شما يكسان نيست، من شما را براى خدا مىخواهم و شما مرا براى خود مىخواهيد. اى مردم براى اصلاح خودتان مرا يارى كنيد». (همان، ص ٢٢٥)
موارد فوق حاكى از آن است كه امام على در نهجالبلاغه اصل مقبوليت حكومت را با انتخابات آزادانه و آگاهانه دانسته حق حاكميت اكثريت را قبول كردهاند.