مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٧
تمايل خود مردم عمل كنند، بيش از حق خدا، از مال مردم نگيرند و همچون فاتحان و جابران بر سر قبيلهها و خانوادهها فرود نيايند. علاوه بر اينها از آنها مىخواهد كه از خود مردم بپرسند كه آيا حق الهى در اموال آنها هست يا نه؟ و پاسخ آنها را هم با حسن ظن بپذيرند. تازه اگر خودشان اقرار كردند كه زكات دارند و قرار شد كه زكات خود را بپزدازند، حضرت توصيه مىكند، هر چه دادند، مأموران همان را بگيرند و از ميان اموال و چهارپايان مردم گزينش نكنند و ... (همان، صص ٨- ٢٨٦)
خلاصه، حضرت چنان توصيه و تأكيد مىكند كه همواره به نفع مردم و با رعايت كامل حال مردم باشد و بدون اكراه و ترشرويى، با رضايت و تمايل خود مردم خراج اخذ شود.
در مورد ديگرى به مأموران جمعآورى ماليات مىفرمايد: «فانصفوا النّاس من انفسكم و اصبروا لحوائجهم، فانكم خُزّان الرّعيه و وكلاء الامة و سفراء الائمة»؛ به عدل و انصاف رفتار كنيد و به مردم نسبت به خودتان حق بدهيد، پر حوصله باشيد و در برآوردن نيازهاى مردم تنگ حوصلگى نكنيد؛ زيرا شما خزانه داران رعيّت، نمايندگان امّت و سفيران حكومت هستيد. (نهجالبلاغه، ص ٣٢٤، نامه ٥١)
٣- عدالت و انصاف
عدالت عبارت است از رعايت و اداى حقوق و جايگاه شايسته هركس، و عدم تجاوز به حدود و حقوق ديگران. از اين نظر، عادل كسى است كه هم به حقوق ديگران تجاوز نكند و هم حافظ حقوق و حدود ديگران از تجاوز متجاوزان باشد.
(مكارم شيرازى، پيشين، ج ١، ص ٤٠٠) حضرت امير (ع) عدالت را يك وظيفه و تكليف الهى و بلكه يك ناموس الهى مىداند و نمىتواند تماشاچى صحنههاى تبعيض و بىعدالتى باشد (همان، صص ٥- ١١٤)، به همين دليل در خطبه شقشقيه، هدف اصلى خود را از پذيرفتن خلافت و بيعت مردم، احقاق حق و گسترش عدالت مىداند. علاوه بر اتمام حجّت بر حضرت به لحاظ وجود پشتيبانى مردمى، خداوند از دانشمندان هر امتى پيمان گرفته كه به هنگام مشاهده بىعدالتى در جامعه- كه ظالمان از پرخورى و مظلومان از گرسنگى بيمار شدهاند- برخيزند و با قطع دست ظالمين، عدالت را برقرار كنند (مكارمشيرازى، پيشين). حضرت به صراحت مىفرمايد: اگر اين دو دليل نبود، هرگز