مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٢
اختيار مىگيرند. در آن نوعى نخبهگرايى رقابتى و حكومتى پارلمانى است كه از قدرتمندى بيشترى نسبت به ديگر دموكراسيها برخوردار است. در اين نوع دموكراسى شهروندان شركتكننده در انتخابات آگاهى كمى دارند. (زاهد، ١٣٨٠، ص ١)
٤- دموكراسى تك حزبى:
رقابت به جاى احزاب مختلف در دورن يك حزب و بين افراد انجام مىپذيرد. ريشه اين نوع دموكراسى به انتقاد ماركس به ليبرال دموكراسى بازمىگردد. او مىگويد وجود طبقات مختلف اقتصادى- اجتماعى كه به شكلگيرىاحزاب منجر مىشود برابرىسياسى مىآورد ولىمنجر به برابرىاقتصادى نمىشود. به اعتقاد ماركس اگر همه در يك حزب جمع شوند به برابرى سياسى و اقتصادى منجر مىشود كه آن ناشى از فرصتهاى سياسى اقتصادى يكسان است. در اين دموكراسى، افراد از بخش به شهر و از شهر به استان و از استان به مركز (مناطق بالاتر جغرافيايى) نماينده مىفرستند. (روزنامه نشاط، ١/ ٦/ ١٣٧٨، ص ٧)
با توجه به مباحث فوق مىتوان نتيجهگيرى كرد كه دموكراسى داراى يك شكل و محتوايى مشخص در دنيا نيست و شايد بتوان گفت باتوجه به تفاوتهاى سياسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى ملتها به تعداد دولتهاى موجود در جهان مىتوان اشكال دموكراسى داشت، ولى آنچه قدر متيقن و مشترك در اين زمينه است مبانى و اصول دموكراسى است كه تقريباً در تمام دموكراسيها به آنها بها داده مىشود اين اصول عبارتند از:
١- قانون و قانونگرايى؛ ٢- برابرى و مساوات در برابر قانون؛ ٣- انتخابات آزادانه و عادلانه؛ ٤- مشاركت سياسى؛ ٥- حقوق سياسى و مدنى؛ ٦- احزاب سياسى؛ ٧- جامعه مدنى.
همانگونه كه قبلًا اشاره شد مسلمانان در دو قرن اخير انديشه دموكراسى و مبانى آن را از غرب گرفته و با اختلافات در نحوه برخورد با اين نوع حكومت آن را كم و بيش پذيرفته و سعى كردهاند اصول آن را تعديل و با مبانى شريعت به صورت محتوا انطباق دهند، اما آنچه تفاوت ايجاد كرده و شكل خاصى از دموكراسى را ارائه داده كه از آن به دموكراسى دينى يا مردمسالارى اسلامى تعبير مىشود در چند اصل مبنايى مىباشد.