مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٥
مردم نيست. اصلاح و ارشاد مردم نيز جزء وظايف استاندار و از جمله كارهاى اساسى او است. بنابراين مسئولان بايد توجه داشته باشند كه با آسفالت خيابانها و كوچهها و تأمين مايحتاج و امثال آن مسئوليتشان پايان نمىپذيرد. در جامعه اسلامى، يك مسئول بايد نسبت به جنبههاى معنوى مردم توجه داشته باشد و در پيشبرد آن نقش اساسى داشته باشد (فاضللنكرانى، ١٣٧٤، ص ٦٠). برخى ديگر هم اين وظيفه (استصلاح اهلها) را «اصلاح و رشد مردم و بالنده كردن ارزشها معنا كردهاند» (خزعلى، ١٣٦٨، ص ٧٩). تعبير «اصلاح» و نحوه كاربرد آن در نهجالبلاغه (خطبه ١٩٨، نامه ٧١، حكمت ١١٤) گوياى آن است كه بازسازى معنوى مردم بيرون از اهداف و مسئوليتهاى مالك قرار ندارد.
به علاوه عهدنامه مالكاشتر يك دستورالعمل اجرايى حكومتدارى است و در صدد بيان اهداف حكومت اسلامى نيست؛ مثلًا با اينكه امام «تعليم و آموزش» را از وظايف حكومت و حقوق رعيت مىداند: «اما حقكم علىّ ... تعليمكم كيلا تجهلوا» (خطبه ٣٤)، ولى در عهدنامه به اين موضوع مهم و حياتى اشارهاى نشده است. افزون بر همه در لابهلاى اين عهدنامه، فرازهاى فراوانى وجود دارد كه فرضيه تفكيك دين از سياست را كاملًا ابطال مىكند. چگونه ممكن است امام (ع) اعتقاد به اين نظريه داشته باشد ولى در فرمان حكومتى خود به استاندار خود بنويسد:
١- دستورهاى خداوند در قرآن را نسبت به فرايض و سنن جدى بگير: «امره باتباع ما امر به فى كتابه من فرايضه و سننه».
٢- در موارد مشتبه به قرآن و سنت مراجعه كن: «واردد الى اللَّه و رسوله ما يضلعك من الخطوب و يشتبه عليك من الامور». (نهجالبلاغه، نامه ٥٣)
كارگزاران حكومت از مسلمان با سابقه قرار ده «... اهل القدم فى الاسلام». (همان)
٤- پيوسته دستورهاى خدا و پيامبر را به ياد داشته باش: «والواجب عليك ان تتذكر ما مضى لمن تقدمك من حكومة عادله او سنه فاضله او اسرعن نبينا او فريضه فى كتاباللَّه». (همان)
در عين حال وقتى مىتوان به تصوير صحيحى از غايات حكومت و وظايف آن در نگاه امام (ع) رسيد كه مجموعه بيانات حضرت و سيره او مورد بررسى قرار گيرد