مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٠٦
دستورش اين است كه مردم آزاد باشند و به اصطلاح تكليفى در آن نداشته باشند».
(مطهرى، ١٣٦٨، ص ١٦٤)
با توجه به مطلب فوق و با دقت در شيوه فكرى و رفتارى حضرت امام خمينى مىتوان دريافت كه اين واگذارى كار به مردم از سوى خداوند در مورد نوع نظام حكومتى نيز صادق باشد؛ چرا كه امام راحل مدتها نظام سياسى مورد نظر خود را كه حتى در درسهاى ولايت فقيه و «المكاسب» خويش بر آن تأكيد مىورزيد حكومت اسلامى مىدانست ولى در واپسين روزهاى حيات رژيم ستمگر پهلوى، «جمهورى اسلامى» را به عنوان نظام مطابق با زمان و مكان تشخيص داده و بر آن صحه گذاشتند.
٢- ٢- اركان حاكميت در نظام اسلامى
نظام حاكميت اسلامى بر سه ركن استوار است: ركن اول مكتب و دين اسلام، ركن دوم اراده عمومى مردم مسلمان و متدين و ركن سوم رهبرى؛ بنابراين در حاكميت اسلامى، مكتب الهى و دين كامل اسلام و دستورات خداوند كه در قالب آيات قرآن و احاديث و سيرة پيامبر (ص) و ائمه معصومين (ع) متبلور شده است اساس انديشه و رفتار فردى و اجتماعى قرار مىگيرد و همانطور كه قبلًا اشاره شد در مواردى هم كه اسلام وارد جزئيات و فروعات نگريده است از عقل جمعى و آراى متفكران استفاده مىشود.
مردم مسلمان به عنوان ركن ديگر حاكميت اسلامى تا جائيكه با شرع مقدس مخالفتى صورت نگيرد در سرنوشت خود دخالت كرده و به طور مستقيم يا غير مستقيم با رأى خويش فرمانروايان و نمايندگان خود را بر مىگزينند.
در حاكميت اسلامى، رهبرى پرهيزگار و مدير و مدبر نقش هدايتگرى و مديريت نظام را كه نقش بسيار بر جستهاى است بر عهده دارد و سكان دار جامعه دينى محسوب مىشود و در خلأهاى قانونى (خامنهاى، ١٣٧٨، ص ١١) و آنجا كه مصلحت مردم و نظام اسلامى اقتضا كند آخرين سخن را گفته و تصميم نهايى را اتخاذ خواهد كرد. بنابراين، با وجود اين سه ركن مكمل يكديگر، كمترين فضاى خالى براى مديريت جامعه و اداره امور مملكت و ملت باقى نخواهد ماند و از تمامى توانهاى