مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٩٥
نيابد مگر به درستى و شايستگى زمامداران؛ و دولتمردان و كارگزاران (مجموعه حاكميت) اصلاح نگردند مگر به شرط راستخواهى و استوارى مردم».
چنين است كه در جامعه اسلامى و حكومت حكيمانه و مردمسالار، همه مسئول و ناظر بر اعمال و صحت و درستى آن بر يكديگرند: «والتقواللَّه فى عباده و بلاده، فانكم مسئولون ...». (همان، خطبه ٦٧)
اما نقش هدايتگرى مردم در حكومت؛ در سيره حضرت على (ع) مردم مسئولند، مسئول نصيحت و هدايت نظام؛ لذا معتقد است كه در جامعهاى كه فرهنگ مشاركت و نصيحت نباشد، آن جامعه از رحمت و بركت به دور است: «در مردمى كه نصيحتكننده يكديگر نيستند و نصيحتكنندگان را دوست نمىدارند، خيرى نيست». (خوانسارى، ج ٢، ص ٣٦٧)
و در پايان جنگ جمل رو به يارانش مىفرمايد: «پس مرا يارى كنيد، به خيرخواهى نمودن و نصيحتى تهى از دغلى و دورويى بودن». (نهجالبلاغه، خطبه ١١٨)
بر اساس مسئوليت هدايت، مردم در تداوم حكومت حقوقى دارند از جمله؛
حق پيشنهاد و ارشاد؛ فلا تكفوا عن مقاله بحق .... (همان، خطبه ٢١٦)
از گفتار به حق و ارائه پيشنهاد و نقطه نظر در برخورد با من زبان بر مبنديد ....
حق رايزنى و استشاره؛ فلا تكفوا عن مشوره بعدل. (همان)
زبان از رايزنيها و مشاوره دهيهاى دادگسترانه بر مبنديد.
حق ارزيابى و انتقاد؛ « [اى مردم] مرا نقد زنيد و ارزيابى كنيد! چرا كه من گذشته از حالت عصمت، فراتر از آن نيستم كه دچار خطا و لغزش نگردم. من و شما، بندگان يك خدا هستيم كه جز او خدايى نيست». (همان)
از عوامل مهم عزت و تداوم حكومتها نقدپذيرى كارگزاران است و اينگونه است كه آن امام همام فرمود: الاحتمال زين السياسه. (خوانسارى، ج ١، ص ١٩٧)
بردبارى و شكيبايى و قبول ارزيابى ديگران، زيور سياست است.
در ادبيات دينى ما به عنوان «النصيحه لائمه المسلمين» آمده و بهترين راهكار حمايت از حكومت و حاكمان است.