مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢٥
خداوند تو را آزاد آفريده است. همچنين امام (ع) در نخستين روزهاى خلافت خود عرب و عجم را داراى حقوق يكسان دانستند و در عمل به گونهاى رفتار كردند كه ايرانيان و موالى در دوران حكومت وى منزلت يافتند و در بسيارى موارد اين اقدام حضرت، خشم مسلمانان عرب را برانگيخت.
٦- ٢- ٣- آزادى عقيده:
هر چند هدف اصلى پيامبر و تمامى جانشينان آن حضرت از جمله على (ع) گسترش دين اسلام و تقويت ايمان مردم به اين آيين الهى بود، لكن بدان معنا نيست كه آنان با سلب آزادى عقيده و پذيرش اجبارى دين كار خويش را پيشبردهاند. وجود اهلذمّه در صدر اسلام و برخوردارى جزيهدهندگان از امكانات جامعه اسلامى دليل روشن اين مدعا است كه بر هيچ محقق منصفى پوشيده نيست. با اينحال، چون بحث بر سر آزادى عقيده از نظر اميرالمؤمنين (ع) است يكى از صدها نمونه برخورد انسانى اين ابرمرد تاريخ را در اينجا ذكر مىكنيم: «اميرالمؤمنين (ع) در زمان خلافتشان مكرر اين جمله را مىفرمود: كه تا من زنده هستم هر سؤالى داريد بپرسيد كه اگر بميرم و در ميان شما نباشم ديگر كسى را پيدا نخواهيد كرد كه اينگونه از شما بخواهد از او سؤال كنيد: سلونى قبل ان تفقدونى. نوشتهاند يك مرتبه شخصى از پاى منبر بلند شد و با يك تجاسر و بيان جسارتآميزى گفت: ايها المدعى ما لا يعلم و المقيل ما لا يفهم! انا السائل فاجب. اى مدعى (العياذ باللَّه) جاهل و اى كسى كه نفهميده حرف مىزنى، من سؤال مىكنم تو جواب بده. وقتى به قيافهاش نگاه كردند ديدند اتفاقاً به مسلمين هم نمىخورد .... قيافهاش شبيه بود به عربهايى كه يهودى شدند. تا اينگونه جسارت كرد، اصحاب اميرالمؤمنين (ع) با ناراحتى به پا خواستند و خواستند اذيتش بكنند .... على (ع) جملهاى دارد، فرمود: بنشينيد «ان الطيش لايقوم به حجج اللَّه و لا تظهر به براهين اللَّه» .... با عصبانيت نمىشود دين خدا را قائم و راست كرد، با عصبانيت برهان خدا ظاهر نمىشود، بنشينيد سر جايتان. بعد رو كرد به آن مرد و فرمود: «اسئل بكلّ لسانك و ما فى جوانحك». فرمود: بپرس با تمام زبانت ... هر چه در درون دل دارى بگو ... چندين سؤال كرد و حضرت جواب دادند .... همين قدر نوشتهاند كه در آخر يك مرتبه ديدند آن شخص گفت: «اشهد ان لااله الااللَّه و اشهد ان محمداً رسولاللَّه». (مطهرى، ١٣٧٥، صص ١٢٩- ١٢٨)