مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٩
در فرهنگ اسلامى بيعت از ماهيت حقوقى خاص برخوردار است، بيعت عقدى لازم و مشمول آيه شريفه «اوفوا بالعقود» مىباشد.
اولين عنصر تشكيلدهنده بيعت تعهد و التزام است. امينالاسلام طبرسى كه در بررسى مفردات قرآنى دقت ويژهاى دارد، بيعت را به پيمانى كه اطاعت را الزامآور مىكند تفسير مىكند. (طبرسى، ١٤٠٣، ذيل آيه ٢٥٤ بقره)
راغب در مفردات، بيعت با سلطان را التزام و تعهد به پيروى از آنچه سلطان بدان فرا مىخواند، مىداند. (راغب، ١٤١٢، ص ٦٧)
ابن خلدون نيز در مقدمه در رابطه با بيعت چنين مىگويد: بدان كه بيعت، پيمان و تعهد بر اطاعت است مثل اينكه شخصى كه بيعت مىكند با فرمانروايى خود عهد مىبندد كه نظر در امور را به او واگذارد با او به تداعى برنخيزد و در برابر دستوراتش هر چه باشد مطيع باشد (شيخ مفيد، بىتا، ص ١٣٠). حضرت على (ع) نيز در اين رابطه مىفرمايد: «... فاذا بايعوا فلاخيار لهم و انّ على الامام الاستقامه و على الرعيه التسليم»؛ مردم پس از بيعت كردن، اختيارى ندارند بر امام است كه استقامت كند و بر رعيت است كه تسليم باشد.
عنصر دوم بيعت اطاعت است. طوسى مىفرمايد: بيعت، پيمانى بر حرفشنوى و اطاعت كردن است (طوسى، بىتا، ج ٩، ص ٣١٩).
علامه طباطبايى نيز در تفسير بيعت مىفرمايد: بيعت نوعى ميثاق بر پيروى است ...
و دست دادن در هنگام اين ميثاق بيعت و مبايعه ناميده مىشود كه در حقيقت بدين معناست كه بيعتكننده دست خود را به فرمانروا مىدهد تا هر گونه كه مىخواهد با او عمل كند. (طباطبايى، بىتا، ج ١٨، ص ٢٧٤)
بنابراين با توجه به معناى بيعت در مىيابيم كه مردم در جريان بيعت با حاكم پيمان مىبندند كه از او تبعيت كنند. در واقع؛ قبول بيعت، اطاعت و پذيرفتن ولايت حاكم است. حضرت على (ع) وفا به بيعت را حق حاكم مىداند كه بايد از طرف مردم رعايت شود و مىفرمايند يكى از حقوق حاكم بر مردم وفا به بيعت است و در جاىجاى نهجالبلاغه از مردمى كه با او بيعت كردند ولى پيمان شكستند گله مىكند و مىفرمايد: اگر از سر رغبت با من بيعت كردهايد، بايد از مخالفت دست برداشته و