مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٥٧
بيان نقايص بپردازند كه واقعاً اكثريت جامعه گرفتار اين نقايص و عيوب باشند آنگاه آيا بهتر است كه حاكم اين افراد را در حوزه تصميمگيرى مشاركت دهد يا اينكه همان روش بىتوجهى به آنان را در پيش گيرد؟
در اين زمينه امام (ع) درادامه سخنانش وجود نقص و عيب در افراد جامعه را امرى غير قابل انكار مىداند ولى دستور مىدهد كه حاكم نمىبايست اين نكات ضعف را به رخ مردم كشيده و شخصيت آنها را خدشهدار كند؛ زيرا همبستگى و همدلى با حكومت در گرو حفظ كرامت و شخصيت انسانى آنان است و چنانچه والى به اين امر توجه نكند، در حقيقت پايههاى حكومت خود را تضعيف كرده، به تدريج باعث كاهش همدلى و مشاركت مردم با حكومت مىشود و بذر كينه و نفرت نسبت به حاكم و حكومت در جامعه رشد مىكند. ايشان مىفرمايد: «زيرا مردم عيوبى دارند كه والى در ستر و پوشاندن آن عيوب از همه سزاوارتر است ... بنابراين تا آنجا كه توانايى دارى عيوب مردم را پنهان ساز تا خداوند عيوبى را كه دوست دارى براى مردم فاش نشود مستور دارد. عقده آنها را كه كينه دارند بگشا و اسباب دشمنى و عداوت را قطع كن! و از آنچه كه برايت روشن نيست تغافل نما. (همان)
از نكات قابل توجه بررسى مشروعيت دينى، نظر اكثريت در انتخاب حاكم است.
به اين شرح كه چون در اجراى عملى حكومت، جلب نظر اكثريت شرط است، بايد نظر آنان مراعات شود و الّا حكومت فاقد قدرت لازم خواهد بود و نمىتواند تصميمات خود را به مرحله اجر بگذارد. حال آيا نظر اكثريت شرعاً لازمالاتباع است و وجوب شرعى دارد و پروردگار متعال نيز اين اجازه و اختيار را به انسان داده است كه اگر اكثريت مردم در انتخاب حاكم خاصى به توافق رسيدند و او هم آن فرد را تأييد كرد، به اتخاذ چنين روشى توسط مردم راضى باشد؟ يا اينكه نظر اكثريت هيچ ربطى به حكم شرعى ندارد و فرد با اطاعت از حكومتى كه توسط اكثريت انتخاب شده، نه مستحق پاداش بوده و نه با مخالفت با آن مستوجب عقاب است؟ يا اينكه وجوب شرعى اطاعت از حاكم، مشروط به رعايت شرايطى توسط اكثريت و وجود شرايطى در حاكم مىباشد؟ از آنجا كه اين موضوع ابعاد مختلفى دارد، ضرورى است مباحث زير از يكديگر تفكيك شده، مورد بررسى قرار گيرند: