مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٦
مىگيرند دورى نجوييد و با ظاهرسازى با من رفتار كنيد و گمان مبريد اگر حقى به من پيشنهاد دهيد بر من گران آيد يا در پى بزرگ نشان دادن خويشم؛ زيرا كسى كه شنيدن حق يا عرضه شدن عدالت بر او مشكل باشد، عمل كردن به آن براى او دشوارتر خواهد بود. پس از گفتن حق يا مشورت در عدالت خوددارى نكنيد؛ زيرا خود را برتر از آن كه اشتباه كنم (نفى تفكر دگماتيسم براى حاكم) و از آن ايمن باشم نمىدانم مگر آنكه خداوند مرا حفظ فرمايد». (همان، ص ٤٤٥)
امام (ع) ريشه حقوق سياسى- مدنى را به حقوق الهى بازمىگردانند و آن را به تلاش مردم و حاكم براى اصلاح يكديگر به معنى عام كلمه كه منجر به اصلاح، رشد و توسعه همهجانبه جامعه مىگردد، تعبير مىنمايند. در اين زمينه در خطبه ٢١٦ مىگويند: «... و در ميان حقوق الهى بزرگترين حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است. حق واجبى كه خداى سبحان بر هر دو گروه لازم شمرد و آن را عامل پايدارى و پيوند ملت و رهبر و عزت دين قرار داد، پس رعيت اصلاح نمىشود جز آنكه زمامداران اصلاح گردند و زمامداران اصلاح نمىشوند جز با درستكارى رعيت». (همان، ص ٤٤٣)
در زمينه حقوق سياسى- مدنى متقابل مردم و دولتمردان در خطبه ٣٤ مىفرمايد: «اى مردم مرا بر شما و شما را بر من حقى واجب شده است. حق شما بر من آن كه از خيرخواهى شما دريغ نورزم و بيتالمال را ميان شما عادلانه تقسيم كنم (حقوق اقتصادى برابر مردم) و شما را آموزش دهم (حقوق اجتماعى، فرهنگى مردم بر دولت) تا بىسواد و نادان نباشيد و شما را تربيت كنم كه راه و رسم زندگى را بدانيد، اما حق من بر شما اين است كه به بيعت با من وفادار باشيد و در آشكار و نهان برايم خيرخواهى كنيد. هر گاه شما را فراخواندم اجابت نماييد و فرمان دادم اطاعت كنيد» (همان، صص ٨٩- ٨٨). از مجموعه مواضع امام (ع) در نهجالبلاغه چنين استنباط مىشود كه امام به حداكثر حقوق سياسى- مدنى كه ريشه آن به حقوق و آزاديهاى الهى انسان و كرامت او بازمىگردد معتقد بوده و در اين مسير جامعه را هدايت و رهبرى كردهاند.