مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٠
با توجه به تعاريف فوق مىتوان گفت دموكراسى يك شيوه زندگى سياسى است كه اصول و مبانى آن در درازمدت به دنبال تجربه مستمر شكل گرفته و مبانى آن عبارت است از:
١- اصالت برابرى انسانها؛ ٢- اصالت فرد؛ ٣- اصالت قانون؛ ٤- تأكيد بر حقوق طبيعى؛ ٥- تأكيد بر حقوق سياسى- مدنى.
در واقع؛ دموكراسى شيوه بازى صلحآميز قدرت است كه مبتنى بر توازن قوا بوده و بشر در پناه آن مىتواند صلح و رفاه نسبى كسب كند.
دورههاى دموكراسى
دموكراسى را مىتوان به طور كلى به دو دوره كهن و جديد تقسيم كرد.
دموكراسى كهن به دو هزار سال پيش يونان و رم باز مىگردد. در شهرهاى يونان، شهر آتن بهترين دموكراسى را از سال ٣٣٨ تا ٥٠٨ قبل از ميلاد دارا بود. در اين دموكراسى فقط مردان ٢٠ سال به بالا شهروند تلقى مىشدند و حق مشاركت در قدرت را داشتند. زنان و بردگان و بيگانگان شهروند تلقى نمىشدند و حق مشاركت سياسى نداشتند. شهروند به طور مستقيم در قانونگذارى شركت و براى احراز مناصب اجرايى و قضايى شانس برابر داشت كه بر اساس قرعهكشى صورت مىگرفت (دال، ١٣٧٦، ص ١٥). در رم نيز دموكراسى در قالب حكومت جمهورى (شبه جزيره ايتاليا) متولد شد كه پوليپ (Polipe) نويسنده يونانى تاريخ رم مىگويد: نظام جمهورى آن كشور از سه عنصر شاهى (كنسولها) اشرافى (سنا) و دموكراسى (مجالس مردم) شكل گرفته بود. در حوالى ١١٠٠ م در ايتالياى شمالى حدود دو قرن حكومتهاى مردمى ظاهر شد ولى اواسط قرن ١٤ م به استبداد منجر شد. (هلد، ١٣٧٩، صص ٤٥- ٤٣)
دموكراسى جديد با پروتستانتيسم يا رفرماسيون دينى شروع شد. با اين حركت به فرد بها دادهشد و او داور رفتارهاى خود در پيشگاه خدا قرار گرفت (آربلاستر، ١٣٧٩، ص ٣٢). جان لاك (John Locke) در كتاب پدرسالارى در مخالفت با رابرت فيلمر (PhilmerRabbert ) كه از قدرت طبيعى پادشاهان دفاع مىكرد اين وضعيت را