مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢٠
جامعه را اداره كرد.
حساب روز قيامت و خداوند تعالى به جاى خود محفوظ است، ولى كارگزاران حكومتى و نخبگان سياسى جامعه در مقابل رفتار و عملكرد خود به مردم و مقامات بالاتر از خود پاسخگو خواهند بود.
در همين راستا حضرت به مالكاشتر مىفرمايد: «بخشى از وقت خود را براى كسانى اختصاص ده كه به تو نياز دارند. خود را براى كار آنان فارغ دار و در نشستى عمومى بنشين و در آن مجلس برابر خدايى كه تو را آفريده فروتن باش و سپاهيان و يارانت را كه نگهبانند از آنان بازدار تا سخنگوى آن مردم با تو بدون واهمه گفتگو كند». (نهجالبلاغه، نامه ٥٣).
به هر حال، آنچه كه مهم است پاسخگويى حاكم است، اگر چه در مورد حق شخصى افراد باشد و امام (ع) تأكيد مىفرمايد كه حاكم بايد درشتى و تند سخن گفتن مردم را نيز با سعه صدر تحمل كند. برخى اوقات نيز ممكن است اين پاسخگويى با گروههاى مخالف و براى قانع كردن آنها باشد.
امام خمينى نيز در مورد حق مردم در باب استيضاح كردن مسئولينفرمايد: «هر فردى از افراد ملّت حق دارد مستقيماً در برابر سايرين، زمامدار مسلمين را استيضاح كند و به او انتقاد كند و او بايد جواب قانعكننده دهد». (امام خمينى، ج ٤، ص ١٨٩)
٧- ١- ٣- مخالفت:
در تفكر سياسى حضرت على (ع) معيار و ملاك حكومت اسلامى عمل به قرآن و سنت و عدالت مورد نظر اسلام است و صرف اينكه يك حكومت نام اسلام بر خود بگذارد نمىتوان آن حكومت را دينى و اسلامى قلمداد كرد. در فرهنگ سياسى اسلام هيچ اطاعت بىقيد و شرط و چشم بستهاى وجود ندارد. در مورد ائمه معصومين (ع) نيز اگر چه ما خود را ملزم به اطاعت مطلق و بىچون و چرا از آنان مىدانيم و از دل و جان به آن افتخار مىكنيم، ولى آنان خود هميشه سعى مىكردند معيارها و ملاكهاى عقلى و اعتقادى اين اطاعت را روشن سازند و با ضابطه مند كردن آن، مبناى اعتقادى و عقلانى آن را تحكيم بخشند.
هنگامى كه عمار از طرف امام براى حضرت بيعت مىگرفتند به مردم تعهد مىداد كه بر مبناى دستورات الهى و سنت رسول اللَّه عمل خواهند كرد و اين حق را براى